تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
كه مرده پيش مرده شوى چنانك خواهد ميگرداند ، مرده را هيچ ارادت و تدبير و حركت نباشد « 1 » . حمدون [ قصّار ] گويد توكّل دست بخداى تعالى زدن است . احمد خضرويه گويد حاتم اصمّ كسى را گفت از كجا خورى گفت و للّه خزائن السموات و الارض و لكنّ المنافقين لا يفقهون و بدانك محل توكّل دلست و حركت ظاهر توكّل را [ منافى نيست « 2 » ] پس از آنك بنده متحقّق باشد بدانك تقدير از قبل خداى است اگر بر وى دشوار شود بتقدير او بود و اگر اتّفاق افتد ، بآسان بكردن او بود « 3 » . انس گويد رضى اللّه عنه مردى آمد بر اشترى و گفت يا رسول اللّه اشتر بگذارم و توكّل بر خداى كنم گفت نه ، اشتر ببند و توكّل بر خداى كن « 4 » . ابراهيم خوّاص گويد هركرا توكّل در خويش درست آيد اندر غير نيز درست آيد . و چون كسى گفتى توكّلت على اللّه بشر حافى گفتى بر خداى عزّ و جلّ دروغ ميگوئى اگر بر خداى توكّل كرده بودى [ راضى بودى ] بر آنچه خداى بر تو راند « 5 » . [ يحيى بن معاذ را پرسيدند كه مرد بمقام توكّل كى رسد گفت آنگاه كه بوكيلى خداى رضا دهد . ابراهيم خوّاص گويد اندر باديه همىرفتم هاتفى آواز داد باز وى نگريستم ،
هامش
( 1 ) - مب : هيچ تصرف نباشد . ( 2 ) - اصل : برانگيزد . مب : مطابق متن عربى است . ( 3 ) - مب : اگر چيزى متعسر گردد بتقدير او بود و اگر ميسر گردد هم بتيسير او بود . ( 4 ) - مب : گفت زانوش ببند و توكل كن . ( 5 ) - مب : بشر حافى گويد كسى از شما گويد توكلت على اللّه دروغ مىگويد بر خداى ، اگر توكل بر خداى كردى بدانچه خداى كند راضى بودى .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 247 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر