بيقين در درستى و استحكام اين نظر ترديدى نيست . امّا بنا به پارهاى دلايل ، كه بتدريج از آن ياد خواهد شد ، آثار حمد اللّه مستوفى ، يعنى تاريخ گزيده و ظفرنامهء او ، حائز برخى ويژگيهاست كه بسادگى نمىتوان بر آن چشم پوشيد .
شرح احوال و آثار حمد اللّه مستوفى
الف ) شرح زندگانى مؤلّف :
در باب شرح احوال و سوانح ايّام زندگانى حمد اللّه مستوفى جز آنچه خود او در ضمن آثارش بيان داشته است ، مطلب قابل اعتناى ديگرى از منابع ديگر ، چه همزمان و چه متأخّر بر او ، در دست نيست . برخى موارد اختلاف و تشتّت آراى جزوى هم كه در باب سال تولّد و درگذشت او در ميان است ، به حكم
تلك آثارنا تدلّ علينا * فانظروا بعدنا إلى الآثار
اصولا پرداختن وسواسآميز به مطالبى از قبيل تاريخ و موضع و موقع تولّد و سال و روز و ماه و هنگام و محّل درگذشت و مدفن يك صاحب اثر ، جز آن كه موجد دور و تسلسلى باطل و بيهوده و وقتگير شود و موجب بازماندن از ادراك حقايق وجودى صاحبان آثار و بالمآل عدم اعتبار و پندآموزى عملى و جدّى از مؤلّفات آنان و مانع راه ساختمان امروز و بنيانگذارى آينده شود ، چه سود دارد ؟ بنابراين ، چه تفاوت مىكند كه كسى فى المثل در فلان سال يا يكى دو سال اين طرف و آن طرفتر به دنيا آمده باشد و اينكه در كدام نقطه از فلان جا و مكان پاى به عرصهء هستى گذاشته و در به همان نقطه درگذشته و مدفون شده باشد ؟
اساس مطلب درك حيات مثبت و يا منفى انسانها است در واقعيّت وجوديشان ، كه در آثار آنان جلوهگر است .
آغاز كلام را بر بنيان نوشتههاى اين نويسندهء محقّق و مورّخ شهير به نقل مطالبى چند كه وى در خصوص احوال و سوانح ايّام زندگانى خود و خاندانش نگاشته است ، پى مىگذارد .
از جملهء اين مطالب اشاراتى است كه در تاريخ گزيده ، ضمن فصل هشتم از باب ششم ، يعنى « در ذكر قبايل قزوين و بزرگانى كه از ايشان خاستهاند » آورده و ذيل عنوان