حبس او اطلاق يافت ، و بعد از چند روز به شفاعت اميرزاده شاهرخ او را چوب يا ساقزده بگذاشتند ، اما همچنان در حجاب عتاب مانده ، راه درآمدن به مجلس همايون نداشت .
گفتار در فتح دمشق
روز ديگر رايت فتح آيت از آنجا كوچ كرده و اندك مسافتى رفته در دامن پشتهاى فرود آمد ، و ديگر روز كه از ارتفاع رايت صبح راستين شب شامىنژاد تيره جبين ، پشت داده رو به هزيمت نهاد و طنطنهء بشارت
( فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ )
« 1 » در جهان افتاد ، اردوى كيهانپوى برحسب فرمان قضا جريان از غريو گورگهء كوچ در حركت آمد و يرليغ مطاع صادر شد كه عساكرگردون مآثر مكمّل و آراسته روان شوند و در پيش صفوف عساكر از پيلان شكوهمند الوند مانند ، كه هر يك از آن كوهى بود به خلاف عادت در آهن نهان و بيستونى ، نه بر رسم معهود ، فراز چارستون روان ؛
[ نظم ]
پيكرى پر ز كوه ازو هامون * بيستونى روان به چارستون
تند حصنى حصار او آهن * زخم دندان او حصارافكن
چون فلك نيلگون و راهبهراه * سرمه سايد « 2 » كفش ز سنگ سياه
بر سر سورش از نشيب و فراز * اژدهايى دمان كمندانداز
صفى بيارايند ، و در اثناى راه لشكرى كه از بدايت برانغار تا نهايت جوانغار مقدار سه چهار فرسنگ با آن صفى آراسته از پيل در پيش ، به محلى بلند كه مشرف بود ، به شهر برآمدند ، چنانچه اهالى آن مملكت از لشكرى و رعيت از كثرت آن سپاه ظفرپناه آگاه گشتند ، چه تا غايت بر كميّت آن اطلاع نيافته بودند و چنان انبوهى مجتمع در آن محل مرتفع صفها بسته و آرميده و تيغها بركشيده و گورگه فروكوفتند و سورن انداختند .
هامش
( 1 ) . انعام / 45 .
( 2 ) . م : سازد .