گفتار در توجه حضرت صاحبقران به جانب دمشق
چون بعلبك نزديك كوه واقع شده ، و در آن هنگام زمستان درآمده بود و برودت هوا اشتداد يافته « 1 » ، و برف و باران باريده ، در آنجا توقف بسيار نرفت و رايت فتح آيت در روز يكشنبه سوم جمادى الاول - كه آفتاب به ششم درجهء جدى رسيده بود - از آنجا نهضت نمود و بعد از قطع يك منزل به قصد زيارت روضهء مطهر « 2 » نوح نبى - على نبيّنا و عليه الصلاة و السلام - به كرك « 3 » فرمود « 4 » و بعد از حيازت آن سعادت و استفاضت انوار يمن و بركت ، روى توجه به دمشق آورد . و در اين اثنا جماعتى از عساكر منصور كه به صوب صيده و بيروت رفته بودند و آن اطراف و نواحى را تاخت كرده ، سالم و غانم با بسى غنايم به موكب گيتىگشاى پيوستند ، و در اين مدت كه اهالى شام از توجه صاحبقران گردون غلام آگاه گشته بودند ، چون مستقرّ سرير سلطنت آن ممالك مصر است ، امرا و اعيان همواره اخبار مجدد به عرض فرج پسر برقوق كه در آن وقت صاحب تخت مصر او بود مىرسانيدند و پيوسته او را عزيمت جانب دمشق ترغيب و تحريض مىنمودند تا به اغواى ايشان از راه صواب بيفتاد و به ترتيب و تجهيز لشكر مشغول شد و سپاهى گران و كثرتى بىپايان جمع آورده ، با شوكتى تمام و تجمّل بيش از اندازه ادراك عقول و اوهام متوجه شام گشت .
[ نظم ]
برافراخت فرمانده مصر و شام * به بازوى كين رايت انتقام
روان جمع كرد از سر اقتدار * سپاهى به كثرت فزون « 5 » از شمار
گروهى دلاور كه هنگام جنگ * برآرند دندان ز كام نهنگ « 6 »
چو بندد به گاه وغا گله گرد * شب وصل دانند روز نبرد
همه يكدل و وقت كين جمله دل * همه آهنينچنگ و آهن گسل
چو زينسان سپاهى گران جمع يافت * عنان عزيمت سوى شام تافت
هامش
( 1 ) . ع : + بود .
( 2 ) . ع : مطهره .
( 3 ) . الف : - به كرك .
( 4 ) . ع : + نزول .
( 5 ) . م : برون .
( 6 ) . ع : پلنگ .