و چون رايت ظفر پيكر به آن ولايت درآمد ، عساكرگردون مآثر اطراف و جوانب آن را تاخته ، اعلام اسلام برافراختند ، و خروش تكبير و تهليل از چرخ اثير گذرانيده ، رسم معهود خويش از تسخير قلاع و تخريب مساكن و بقاع كفّار فجّار به اتمام رسانيدند ، و از آنجا با كمال شوكت و شكوه ، دامنبهدامن كوه روان شده ، روى توجه به ديار قراقلقانلق نهادند . و اهالى آن مردم كوهنشين جلد سپاهى پيشه بودند ، آن ولايت را نيز تاخت كرده ، حصارهاى ايشان بگشادند ، و آتش قهر در اماكن و مساكن آن دوزخيان نهادند و به تأييد ربّانى و نيروى دولت صاحبقرانى ، مجموع گرجيان آن نواحى و حوالى را غارتيده ، بسى از ايشان را به تيغ غزا « 1 » و جهاد بگذرانيدند و مصدوقهء
( إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ )
« 2 » به اظهار رسانيدند
( وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ )
« 3 » .
گفتار در مراجعت حضرت صاحبقران از جانب گرجستان
چون همت عالى نهمت صاحبقران گيتىستان كه مصروف بود به تقويت دين و تمشيت شرع سيد المرسلين - عليه و عليهم افضل الصلوات و اكمل التحيّات - از غزاى گرجستان فراغ يافت و مجموع آن ديار و بلاد از خبث وجود اهل ضلال و فساد ، به آب تيغ جهاد شسته شد ، رايت كشورگشاى عالمآراى ، به عزم معاودت نهضت نمود و بعد از قطع منازل و مراحل ، ييلاق منگول « 4 » محل نزول موكب همايون گشت و رتبهء آن سرزمين به فرّ شكوه رايتنصرت قرين از چرخ برين برگذشت « 5 » ، باز به مسامع عليّه رسانيدند كه جماعتى از بىدينان گرج در موضع فرس گرد نشستهاند . يرليغ واجب الامتثال از موقف جلال صدور يافت ، و امير شيخ نور الدين با لشكر جلادت آيين ، ايلغار كرده ، برحسب فرمان به طرف ايشان روان شد . و چون همت پادشاهانهء حضرت صاحبقران مقتضى آن بود كه عظايم امور ملك و ملت و مصالح ضروريات دين و دولت به نفس مبارك خود سازد ، بعد از
هامش
( 1 ) . الف ، ع : - غزا .
( 2 ) . صافات / 34 .
( 3 ) . آل عمران / 126 .
( 4 ) . م : منكوك .
( 5 ) . ع : برگشت .