[ ى ] و جهاد [ ى ] و غنيمتى [ ( 1 ) ] و اجتهاد [ ى ] بفر [ ( 2 ) ] دولت [ و قوت ] الغخانى [ ( 3 ) ] برآمد ، [ حق تعالى سلطان السلاطين ، ناصر الدنيا و الدين را در تخت سلطنت باقى داراد ، و مسند عالى الغخانى [ ( 3 ) ] را بدوام و ثبات آراسته گرداناد ] [ چون كارى چنين برآمد ] الغخان [ ( 4 ) ] معظم پيش مسند ( راى ) اعلى عرضه داشت ، كه رسل خراسان را صواب آن باشد ، كه به حضرت آورده شوند [ ( 5 ) ] و دستبوس اعلى دريابند ، چون فرمان شد ، روز چهار شنبه هشتم ماه ربيع الاول [ ( 6 ) ] سنه ثمان و خمسين [ و ستمائة ] موكب همايون بكوشك سبز حركت فرمود ، و الغخان [ ( 4 ) ] معظم را فرمان داد ، تا از اطراف و حوالى حضرت اعلى ، صاحب ديوان عرض ممالك قسمت مرد با سلاح كردند ، به قدر دو لك پياده تمام [ با سلاح ] به حضرت آمد و به قدر پنجاه هزار سوار آماده [ ( 7 ) ] با برگستوان و يرق [ ( 8 ) ] تعبيه ساختند و خلق عوام شهر و معارف و اوساط و ارذال ، چندان مرد با سلاح از سوار و پياده بيرون رفت ، كه از شهر نوكيلوكهرى ، تا [ ( 9 ) ] درون شهر ، كه قصر مملكت [ ( 10 ) ] بود ، بيست صف مرد ، پشت به پشت ، چون باغ ( درهم ) بافته [ ( 11 ) ] [ و غريم [ ( 12 ) ] خصم يافته ] كتف بر كتف نهاده ، صف ايستاده ( راست ) گوئى روز قيامت و محشر است ، و هنگام غوغا و حساب خير و شر . به كار دانى و شهامت و ملكدارى و نيابت الغخانى [ ( 13 ) ] خلدت دولته [ ( 14 ) ] راست كردن صفها و تعيين كردن مواضع هر يك از امراء و ملوك و اكابر و صدور ، با خيل و اتباع خود ، و استعداد اعلام و بيرقها و پوشيدن سلاح و محافظت ( و ) مراتب [ هر يك كه الغخان فرمان داد ، و به خود سراسر صفها برگشت و ] هر يك را بموضعى كه تعيين كرده بود نصب فرمود ، و آن جمعيت را چنان هيبتى [ ( 15 ) ] ظاهر شد ، كه گوش
هامش
[ ( 1 ) ] مط : و غنيمت
[ ( 2 ) ] مط : بعز
[ ( 3 ) ] اصل : الوخانى
[ ( 4 ) ] اصل : الوخان
[ ( 5 ) ] مط : شود
[ ( 6 ) ] مط : در متن ربيع الاخر در حاشيه بحواله يك نسخه : ربيع الاول
[ ( 7 ) ] مط : ماده
[ ( 8 ) ] مط : بيرق و تعبيه اولى در اصل به صورتى نوشته شده كه يرق هم خوانده مىشود مخفف يراق كه بمعنى اسباب و آلات و لوازم جنگ است
[ ( 9 ) ] مط : كه درون
[ ( 10 ) ] مط : سلطنت ،
[ ( 11 ) ] مط :
يافته
[ ( 12 ) ] كذا فى الاصل ، غريم بمعنى داين و خصم است ( المنجد )
[ ( 13 ) ] اصل : الوخانى ،
[ ( 14 ) ] مط : سلطنة ،
[ ( 15 ) ] مط : آن جمعيت و هيبت ظاهر شد ،