و بينه . عون و نصر را : ولى و نصير . دو اسم شرف و اصالت [ ( 1 ) ] را : اول المسلمين و خاتم النبيين . دو اسم اتمام نصيحت را : رحمت و حريص . دو اسم اختصاص و قربت را : عبد و كريم . دو اسم انبساط حالت را : مزمل و مدثر . دو اسم الزام هربد ملت را : بشير و امى ، دو اسم امن و كفايت را طه و يس . صلى اللّه عليه و آله و اصحابه الطاهرين الطيبين اجمعين ، و سلم تسليما كثيرا .
للسيد حسن الغزنوى عليه الرحمه [ ( 2 ) ] :
شعر
سلام كالطاف الإله الممجد * سلام كاصداق النبى المؤيد
على من تلقى عزه أي عزة * على من ترقى مصعدا اى مصعد
للداعى منهاج السراج [ ( 3 ) ] :
اى مر دهان تنگ ترا تنگها شكر * شاخ نبات تست بر آونگها [ ( 4 ) ] شكر
تا بوى برد شكر از ان چشمهء حياة * آورده از خجالت آن رنگها شكر
هرگز كجا رسد بلب با حلاوتت [ ( 5 ) ] * گر قطع كرد خواهد فرسنگها شكر
بالعل ار مزه كند ، از بهر هر جلاب * از راه طعنه بين كه خورد سنگها شكر
دعوى ذوق كرد مگر چون لبت بديد [ ( 6 ) ] * با خودم ز شرم كرد بسى جنگها شكر
چون گشت لذت لب نوشينت منتشر * از نام خود كشيده بسى ننگها شكر
« منهاج » راست عرصهء ملك سخن فراخ * كز نعت تست در دهنش تنگها شكر
السنة الاولى من الهجره
صاحب تاريخ مقدسى چنين ميگويد : كه مصطفى عليه الصلاة و السلام ، چون از مكه
هامش
[ ( 1 ) ] اصل اضافت .
[ ( 2 ) ] سيد اشرف الدين حسن بن ناصر علوى غزنوى يكى از شعرا و واعظان حدود 500 ه است سيد حسن بروزگار بهرام شاه بن مسعود در غزنه بود و در آنجا مورد بغض سلطان شد ، از غزنه مفارقت گزيد ، و پس از سفر حج در بغداد از حضور غياث الدين مسعود از سلجوقيان عراق ( 529 - 547 ه ) نوازش ديد ، و بقول دولت شاه در جوين از جهان رفت 565 ه .
[ ( 3 ) ] در اصل كلمات طيب اللّه ثراه از طرف كاتبان افزوده شده است .
[ ( 4 ) ] آوفگ يا آوند : بر وزن پابند ، ريسمانى كه خوشهاى انگور و غير آن بر آن آويزند ( فرهنگ نوبهار ) .
[ ( 5 ) ] اصل : با حلواتت ، ولى با حلاوتت اصح خواهد بود .
[ ( 6 ) ] اصل : مگر خون لبت نديد ، ولى خطاى كاتب باشد .