و مدت ملك او هفتاد و دو سال بود درگذشت ، و پنج باره شهر در بلاد متفرقه بساخت .
التاسع اردشير بن هرمز
بن نرسى برادر شاپور ذو الاكتاف ، بعد از برادر بر تخت بنشست ، اول عدل كرد و خلق از وى بياسودند ، چون سال تمام شد مزاج بگردانيد ، علماء پارس را بكشت و ملوك را يك يك بكشت . بكينهء خويش خلق خروج كردند ، و او را از ملك بيرون كردند ، مدت ملك او چهار سال بود ، و السلام .
العاشر شاپور
بن شاپور ذو الاكتاف . چون عم او را از ملك بيرون كردند او را بتخت بنشاندند با خلق نيكوئى كرد ، عدل پيشه گرفت ، عم او را مطيع شد ، و ممالك را ضبط كرد ، و خصمان را از ملك باز داشت ، بعد از پنج سال و چهار [ ( 1 ) ] ماه حشم [ ( 2 ) ] بر وى بشوريد او در خيمه نشسته بود او را بكشتند .
الحادى عشر بهرام بن شاپور [ ( 3 ) ]
او را در عهد پدر كرمانشاه خواندندى . چون پادشاهى به دو رسيد ، بر تخت نشست سخنان نيكو گفت و عدل كرد و با خلق نيكو روزگارى كرد ، و ممالك را ضبط ميداشت ، و خصمان هر كسى بجاى خود ميبودند . چون از ملك او يازده سال بگذشت ، بقول طبرى پانزده سال ، سپاه بر وى بشوريد ، و او را تيرى رسيد كشته شد . بعضى گفتهاند : او را فرزندى نبود ، ملك به برادر او رسيد يزدجرد .
و بعضى گفتهاند : پسر او بود ، بعد از پدر بتخت نشست .
الثانى عشر يزد جرد الاثيم [ ( 4 ) ]
يعنى يزد جرد بزهكار ، و يزدجرد خشن هم گفتندى يعنى درشت . بعضى گفتهاند او پسر بهرام شاپور ذو الأكتاف بود ، بدخو بود و غليظ و خونريز و ظالم و تباه كار و بزهكار . خلق عجم در ظلم او گرفتار آمد ، و شفاعت هيچكس از وضيع و شريف در باب هيچ گناه كار قبول نكردى ، و خلق عاجز شدند و دست بدعا و تضرع
هامش
[ ( 1 ) ] راورتى : دو ماه
[ ( 2 ) ] اصل : حسم
[ ( 3 ) ] اصل : بهرام بن شاپور بن شاپور ، بقول طبرى و مسعودى بهرام ابن شاپور ذو الأكتاف است
[ ( 4 ) ] اصل : اسيم .