تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

الثالث شاپور

بن اشكان . بعد از پدر بتخت نشست ، و ملك حضر [ ( 1 ) ] را بشام فرستاد ، و بنى اسرائيل را عذاب بسيار نمود ، و بيت المقدس را خراب كرد ، و همچنان خراب بماند تا بعهد اسلام ، چنان كه سنگى بر سنگى نمانده بود . شاپور مرد ظالم دوست بود و قاهر و ضابط و كين كش بود . چون از ملك او چهار سال بگذشت ، مهتر عيسى عليه السّلام را به بيت المقدس ولادة بود و مدت ملك او شست سال بود درگذشت . و اللّه الباقى .

الرابع گودرز

بن شاپور . پس از شاپور گودرز به تخت پدر نشست ، و او را گودرز اكبر گويند ، مرد ضابط و نيكو عهد بود ، بملك خود كه در ضبط داشت قانع بود ، و مدت ملك او ده سال بود درگذشت . و اللّه الدائم .

الخامس گودرز الاصغر

بيك قول سرسق نام بود ، و بقول تاريخ طبرى گودرز اصغر پسر گودرز اكبر بود بقول ديگر ايران نام بود . نوزده ساله بود ، كه بتخت نشست . بيست و يك سال ملك راند ، مرد جلد بود و با خلق نيكوئى كرد . و اللّه اعلم بالصواب .

السادس لرسى الاثغانى

چون بتخت نشست ، با خلق نيكوئى كرد و ملك را ضبط كرد ، و خصمان را مقهور گردانيد و رسمهاء نيكو نهاد ، و آئين دادگسترد ، و در عهد او خلق آسايش داشتند و چون پادشاه گشت گفت : هر كه در پادشاهى من هست ، فرمان بردارى كنيد تا از من نيكوئى بينيد ، و هر كه سر از فرمان من بكشد بزندان بكنم ، و مدت ملك او چهل سال بود . و اللّه اعلم .

السابع الكسرى الاشغانى

او را اردوان اكبر گويند ، مرد ضابط و سايس و جلد بود ، و چون ملك در تصرف آورد ، با خلق نيكوئى كرد ، و هر كه از اطراف ، قصد او كرد ، آن قاصد را قهر كرد
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : خضر ، ولى بقول ابن خلدون ( 2 : 168 ) و مجمل ( ص 60 ) صاحب الحضر است .