خصوصا اسبها و سواران را براى پيشروى سد كردهاند . « 1 »
تاكتيك شترى - كه گاهى از تاكتيك جنگ با فيل هم مهمتر است - چند بار در تاريخ ما خود را نشان داده است . ما در كتب تاريخى خواندهايم كه وقتى كوروش ، در جنگ با كرزوس پادشاه ليدى سپاه خود را بياراست ، چون « كوروش مىدانست كه سواره نظام ايران به خوبى سواره نظام ليدى نيست [ به دليل اينكه امكان نگهدارى اسب در تركيه بيش از ايران است ] به پيشنهاد هارپاگ مادى - تدبيرى كرد كه براى پارسىها بسيار مفيد افتاد .
توضيح آنكه امر كرد - شترهاى بنه را پيش صف واداشتند - در نتيجه اسبهاى ليدى از هيكل و بوى آنها رم كرده - اطاعت سواران خود را نكرده ، و ليدىهاى رشيد مجبور شدند كه پياده جنگ كنند . در اين حال ليدىها پا فشرده جنگى بسيار خونين كردند - ولى بالاخره برترى با ايرانىها گرديد ، و پارسىها با حملات شديد - ليدىها را از جاى كندند . . . » « 2 »
نتيجه كار معلوم است و ما در اينجا از آن مىگذريم . اينكه هرودوت نوشته اسب از بوى شتر بدش مىآيد و عقب مىزند - ظاهرا هرودوت كه هفتاد سال بعد اين حوادث را نوشته و جنگ را نديده ، وضع ميدان را خوب نشناخته است . چنان مىنمايد كه ليدىها هرگز جنگ با شتر نكرده بودند - و سربازان ايرانى - كه قاعدة بايد خراسانىها و سيستانىهاى سپاه كوروش باشند - با قرار دادن شترها در خط مقدم جبهه ، توانستند چرخ سپاه ليدى را از كار بيندازند .
سوار را با نيزه مىزنند
در همين جنگ افغانها و بلوچها با سپاه صفوى - كه حوالى 1129 ه / 1717 م . رخ داده ، به روايت محمد مؤمن در
هامش
( 1 ) - تذكره صفويه كرمان ، ص 113 .
( 2 ) - ايران باستان ، ص 277 نقل از كتاب اول هرودوت .