از قرار تقرير عاليقدر مشاراليه و ساير سكنه خنات - كه مذكور مىساختند و در آن باب نيز عرض نموده بودند - تخمينا سى چهل هزار تومان مىنمودند ، كه به تصرف آن طايفه ميشومه آمده ، و از آنجا به سمت سيرجان رفته ، مبلغهاى خطير از طايفه قرائى ، و اعراب طاهرى ، و بدوى ، « 1 » و غيره سكنه و متوطنين آن سرحدات در [ دهات ؟ ] و اصل محال سيرجان تصرف ، و از آنجا به سمت اقطاع رفته ، مبلغهاى كلى از اموال و اسباب و دواب احشامات و ايلات آن سرحدات تصرف ، و از راه ساردويه و هنزا ، و سروستان بم ، و در ولايت اربعه به امير شهداد ملحق شده بودند .
سيستانى حاكم كرمان
بعد از آنكه اخبار وحشت آثار اشتهار يافت ، بندگانى خانى عظيم الشانى ، و تمامى عظماء و اكابر ، از استماع قضيه نامرضيه شهادت عاليشان معزى اليه - كه در آن وقت مينباشى بود - مكدر شده ، همگى اقوام و اقارب معزى اليه بناى تعزيه گذارده ، به مراسم ماتم و تعزيه [
b
87 ] دارى قيام نموده ، ليكن فايده بر آن مترتب نبود - الحكم لله الواحد القهار .
[ جاى تيتر سفيد ]
به تاريخ اوائل ذى حجة 1129 ، « 2 » چند نفر چاپار از درگاه سپهر اشتباه اقدس اعلى وارد ، و ارقام قضا نظام - كه در خصوص طلبيدن و احضار بندگان خانى عظيم الشانى به درگاه خلايق پناه ، تفويض امر ايالت به بندگان خان جليل الشان محمد قلى خان گرجى ، و تعيين نيابت ايالت او به عاليجاه محمد حسين خان سيستانى ، و چون عالىجاه معظم اليه « 3 » در صغرسن مىبود - لهذا عالىجاه معظم اليه را به نيابت ايالت ، حسب الرقم تعيين
هامش
( 1 ) - بدوئى - از ايلات اطراف ابروغان پاريز .
( 2 ) - اواخر اكتبر 1717 م .
( 3 ) - يعنى محمد قلى خان گرجى .