او را مخلّع فرمودند .
زنده به گوران شورابك
و چون در هنگام غيبت امير اويس ، چند نفر از رؤساى عمدهء غلجائى قلاة و شورابك را بندگان سپهر مكان سپهسالار - بنابر ظهور خيانت ، زنده به خاك ، و سياست فرموده بودند - عداوت قبل رؤساى مزبوره نيز ضميمه ذخاير سابقه ، و در ظاهر اظهار ارادت و اخلاص ، و در باطن ، تمامى سرخيلان و رؤساء افاغنه را با خود همدست ، و با همگى هم قسم ، و در فكر استيصال بندگان سپهر مكان معظم اليه [ بودند ] ، و بههيچوجه صورت نمىيافت .
و چون سال فيروزى فال سيچقانئيل به انتها رسيده بود ، با همگى ممهّد شده بود كه در نوروز فيروز آينده اودئيل ، به تقريب ضيافت ، شايد نوعى نمايند كه بندگان معظم اليه را از ميان بردارند . و مطلقا از مكنون حاضر و ضمير آن طايفه شقاوت بنياد - احدى مطلع نشده ، بههيچ [ وجه ] مظنه خيانت به ايشان نمىبردند .