به وساطت ميرزا قاسم ، به عالم شاه افغان - كه آن نيز از جمله رؤساى افاغنه ، و صبيه خود را نيز به حباله نكاح عالى حضرت ميرزا قاسم درآورده « 1 » - و عالى حضرت مومى اليه نيز در خدمت بندگان [
a
49 ] سپهسالار اعتبار و اعتمادى بود - بنابر خاطرجوئى و مراعات عالى حضرت ميرزا قاسم - امر كاروان سالارى ، به عالم شاه افغان مرجوع . و بنابرآنكه بندگان سپهسالار را از اميرويس بسيار بدمظنه نموده بودند - هرچند اميراويس الحاح و التماس ، و مبلغهاى كلى نيز تقبل به سركار قبول نموده ، بههيچوجه از او مطمئن نگرديده ، بلكه در صدد تضييع و قتل او برآمده ، مىخواستند كه به بهانه [ اى ] او را دستگير و به قتل رسانيده [ باشند ] .
شكايت به شاه در سمنان
بالاخره ميرويس كه از مكنون ضمير بندگان سپهسالار واقف و هراسان و خايف [ شده بود ] در سال قبل - كه عبارت از ايتئيل باشد - در اواخر شهر رجب المرجب ، روانهء اردوى كيهانپوى معلى [ شد ] ، و در محال سمنان - در حينى كه موكب ظفر كوكب همايون اقدس ، با سپاه نصرت دستگاه ، از دار السلطنه اصفهان به عزم زيارت و طواف آستان عرشنشان ملايك مطاف حضرت با رفعت امام الجن و الانس على بن موسى الرضا عليه الف التحيه و الثنا ، حركت و نهضت فرموده بود - به شرف تقبيل آستان سدرهنشان شاهنشاهى ظل اللهى سرافراز و مشرف گرديده ، و از محال سمنان الى بسطام در ركاب اقدس . و در محل بسطام چند روز موكب نصرت كوكب توقف ، و در چمن بسطام نزول اجلال فرموده ، و در همانجا - به تقريب معاضدت و معاونت عاليجاه حكيم باشى - به شرف پاىبوس اشرف سرافراز ، و به تفاخر خلعت فاخره خورشيد شعاع اقدس نيز مفتخر ، و در
هامش
( 1 ) - واى كه جاى پاى زن در حمله افغان هم دارد پيدا مىشود .