تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
نموده بود كه معزى اليه را آورده به محال بنفهل رسانيده ، معاودت نمايند . بعد از چند روز كه خبر حركت و عزيمت عاليشان معزى اليه به امير شاه سليم رسيده بود - تأسف بسيارى خورده و از راه خدعه و ناپاكى چند نفر كسان خود را متعاقب معزى اليه به محال بنفهل فرستاده ، شرحى گله‌آميز نوشته بود كه من اراده داشتم كه آمده بناى خدمتگذارى و انقياد گذاشته در سلك بندگان و مخلصان آستان مروت‌نشان باشم ، و آن عاليشان مرا دل‌شكسته و مأيوس فرموده تشريف بردند . هرگاه ممكن تواند شد كه معاودت فرمايند زهى سعادت ، و الّا [
a
33 ] در همانجا توقف فرموده اعلام دارند كه سرقدم ساخته به خدمت رسيده بناى امور خود را بر وفق دولتخواهى و صلاح‌انديشى بگذارد . بعد از ورود فرستادگان امير شاه سليم ، عاليشان معزى اليه فرستادگان او را خلعت داده ، شرحى در جواب او نوشته بود كه حسن اخلاص و دولتخواهى ايشان معلوم است ، و نظر به اينكه مدتى سفر اين خيرخواه طول كشيده و بندگان نايب الاياله سه‌ماهه مرخص فرموده بودند كه معاودت شود ، و مدتى از وعده منقضى ، و نظريه خيرخواهى خلق الله به مظنهء اين‌كه مبادا بندگان معظم اليه را نوعى به خاطر شريف خطور نموده ، حمل بر مخالفت و نافرمانى طايفه بلوچ [ فرموده ] و حركت و عزيمت اين حدود بفرمايند ، به آن سبب اين خيرخواه توقف جايز نداشته ، روانهء خدمت بندگان معظم اليه شده ، كه ايشان را از جانب رؤساى بلوچ مطمئن سازد . چنانچه حيات مساعدت كند باز معاودت خواهد نمود . البته منتظر باشيد كه ايشان را بىتصديع نخواهد گذاشت .

از همان ره كه آمدى

و به فرستادگان مزبور كمال محبت نموده ، آنها را روانه نزد امير شاه سليم ، و خود به اتفاق ساير رؤساى بلوچ و چند نفر از ملوك و اعاظم بنفهل و پيشكش و هداياى لايقه ، عازم ولايت اربعه ، و