و طايفه بلوچ را نيز با او فى الجمله ارادت و اعتقادى مىباشد - و البته از سخن [ او ] تجاوز نخواهند نمود - روانه ، و مقدمات بلوچستان را صورت داده ، هر يك در مقام اطاعت و انقياد باشند مشخص ، و هر يك كه در مقام طغيان و خودسرى باشند معلوم ، و چگونگى را عرض نمايد .
ملاقات ميرزا عبد الرشيد با سران بلوچ
لهذا تدارك عاليشان معزى اليه را ديده ، به تاريخ اوائل شهر ربيع الثانى 1113 « 1 » عاليشان معزى اليه را با موازى پانصد نفر سواره يكنآتلى روانه ، و تعليقجات به استصواب همگى سركردگان به رؤساى طايفهء بلوچ نوشته شد كه ، چون در اين وقت ، موكب عالى با سپاه نصرت دستگاه ارادهء حركت آن حدود داشت - و عاليشان ميرزا عبد الرشيد از راه خيرخواهى ايستادگى نموده متعهد انجام امور آن حدود شده ، لهذا هريك از رؤسا و سركردگان كه در مقام ارادت كيشى و خدمتگزارى باشند عازم حضور ، كه مورد نوازش ، و هريك كه از راه سفاهت و بىخردى بر سر جهالت و نادانى خود مصر ، و در باديهء جهل و ضلالت گرفتار باشند نيز - عنقريب به سزاى اعمال خود خواهند رسيد .
و به نهجى كه قرار يافته بود عاليشان مشار اليه روانهء سرحد بلوچستان ، و در ورود به محال بنفهل ، ملوك بن فهل در مقام اطاعت و خدمتگذارى برآمده ، چند نفر از رؤساى عمده را با پيشكش معقول - از شتر و روغن و ساير [ اقمشه ] نفيسه - به حضور معدلت گنجور روانه ، و عريضه در كمال اخلاص و بندگى مرقوم ، و قبول خدمتگذارى نموده .
عاليشان معزى اليه نيز در آنجا توقف ، و از آنجا چند نفر معتمدين خود را روانه نزد امير شاه نعمت الله ، و امير شاهوى بلوچ ، و امير شاه سليم ، و امير خسرو شاه ، و پردل خان و غيره - سركردگان بلوچ - نموده ،
هامش
( 1 ) - ژويه 1701 م .