تفنگچيان خيابانى
خان ، عطفهء عنان خود را به آن جماعت در بيابان نزديك رسانيده ، آن جمع كه چنين ديدند ، شتران درآورده ، به تعجيل تمام ، خود را به دامن ميخكوه رسانيده ، و برفراز آن كوه رفيع رفتند ، و شتران را به درهء كوه كشيده ، چند نفر تفنگچى به محافظت آن تعيين ، و خود در قلل جبل محكمهاى « 1 » قوى اساس مرتب ، و منتظر جنگ بودند . و قشون خان نيز در پاى آن كوه منيع ملحق به موكب عالى و متوجه حرب شدند .
مير ملك حسين خواجوئى ، « 2 » با جمعى از تفنگچيان سيرجانى و اعراب طاهرى « 3 » خود را به قلّهء كوه رسانيده ، تفنگچيان تابينان خواجه عبد الرشيد ، و تفنگچيان خيابانى ، « 4 » بعضى در دامن كوه در حوالى شتر و اسباب بلوچ كمين كرده بودند ، و برخى به بالاى كوه برآمده [
b
12 ] ، از طرفين نيران قتال اشتعال پذيرفت .
قشون نصرت نمون ، چند نفر از آن بىدينان را مطرح گلوله ساخته ، از مدارج هستى به حضيض نيستى فرستادند ، و مير ملك حسين ، بنه و اموال آن گروه را از دامن كوه به زير آورده ، نزديك شده بود كه تمامى آن فرقه ضالّه را خرمن زندگى به شرار گلوله آتشين سوخته گردد - و شتران و اموال و اسيران را به نظر فيض منظر خان رسانيدند . خان اطراف آن كوه و الا شكوه را به تفنگچيان خيابانى و غير هم سپرد ، فرمانبران از شام تا بام به فرمان خان عالى مقام قيام داشتند .
اما كوهى كه بر علوّشان سر بر آسمان مىسود و از غايت شكوه با
هامش
( 1 ) - مقصود محكمه است ( با ضم ميم ) به معناى پناهگاه محكم و قلعه .
( 2 ) - خواجويى : از طوايف ملكآباد سيرجان .
( 3 ) - اعراب طاهرى : طايفه طاهرى و ملا طاهرى از ايلات كرمان است . ( جغرافياى وزيرى ص 317 )
( 4 ) - تفنگچيان خيابانى : شايد منسوب به خيابانات از دهات خالصه حومه بوده باشد .