بنابر عدم اعتناء ، امتدادى به هم نرسانيد - مثل ساير اوقات [
b
8 ] .
سان قشون در بيدستان
بامداد يوم السبت 13 شهر مذكور ، از قراولان خبيص كه در كشيت بودند ، قاصدى وارد ، و خبر رسانيد كه فوجى از طوايف بلوچ و افغان ، به حوالى كشيت آمده ، قلعه را مىخواهند ، و عنقريب خرابى كلى از ايشان خواهد رسيد . چون هنوز به نزديك حصار نيامدهاند اگر كومك و معاونتى بفرستند ايشان را جواب مىگوئيم .
خان را از اطلاع اين مضمون ، طيش غالب ، و قشون را اخبار دادند كه تمامى در صحراى سعيدى « 1 » حومه حاضر باشند ، و خود سوار شده به محل معين روانه و در كنار نهر سعيدى در سايه بيدستان ايستادند ، از قشونى كه در بلده بودند به سان گذشته ، اسامى ايشان قلمى ، و به سركردگى محمد صادق بيگ زنگنه ، روانهء خبيص ، و مقرر فرمودند كه :
اگر اندك مردمى باشند با ايشان محاربه نموده ، و الا حقيقت به زودى اعلام نمايند ، و خود به شهر مراجعت [ نمود ] .
بعد از آنكه محمد صادق بيگ به خبيص رسيده مشخص نمود كه قريب يكصد نفر به دور و حوالى قريه قاضى « 2 » رستاق توقف نمودهاند ، مشار اليه با تفنگچيان روانه آن سمت شده ، از طرفين شروع در انداختن تفنگ مىنمايند . چون در آن محل بوته گز ، و ريگ بسيار ، و زمين پست و بلند بود ، احتمال كلى داشت كه تفنگچيان ، كارى از پيش نبرده - جمعى تلف شوند .
محمد صادق بيگ دست از جنگ برداشته ، به خبيص مراجعت ، و
هامش
( 1 ) - صحراى سعيدى : مردم سيدى گويند . متصل به شمال شهر كرمان است و بند هولاكو بر روداب آن ساخته شده . سابقا خالصه بوده است .
( 2 ) - ده قاضى . از توابع ده سيف خبيص در اول لوت ( جغرافياى كرمان ، ص 396 ) .