دل مىرود ز دستم صاحبدلان خدا را - * دردا كه راز پنهان ، خواهد شد آشكارا -
غزلى كه بارها طبقات مختلف ، طى قرون ، آن را تضمين نمودهاند به منظورهاى مختلف و اگر كسى آن استقبالها را جمع كند - خود مقالتى خواهد شد .
باطل نمود تقدير ، آراء مجد ما را * گر تو نمىپسندى ، تغيير ده قضا را
نُظّارِ زيره غيرت ، كردند كشفِ سيرت * دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
سرگُرد مستِ رُشوت ، افرادِ خويش را گفت * هاتَ الصّبوحَ هبّوا « 1 » يا ايّها السُكارى
نُظّارِ انجمنها بخشندگان رايند * « هجرى » بشارتى ده كانديد باحيا را
بيچاره ميرسپاسى مىگفت با هرندى * كاى شيخِ پاكدامن ، معذور دار ما را « 2 »
در اين ميانه افصح « 3 » مىگفت با برادر * با دوستان مروت با دشمنان مُدارا
ميرزاحمدِ مسلمان ، « 4 » مىدادِ جام و مىگفت * أشهى لَنا و أحلى مِن قُبلة العذارى
عبّاسِ خاندانى « 5 » مىگفت با مُعاون « 6 » * روزى تفقّدى كن درويشِ بينوا را
هامش
( 1 ) - ن . ل : حيّوا .
( 2 ) - مقصود مرحوم شيخ ابو القاسم هرندى بانى كتابخانهء اهدائى به مسجد جامع كرمان است .
( 3 ) - مرحوم افصح هجرى از روحانيون معروف و متنفذ رفسنجان بود و برادر او آقا سيد يحيى نيز .
( 4 ) - ميرزا احمد مسلمان مرحوم باقرى پدرزن معينزاده رفسنجانى رقيب انتخاباتى بود .
( 5 ) - عباس خاندانى سالها خود را كانديداى رفسنجان كرد و چون نشد ، سردر خانه خود را - به صورت سردر مجلس شورا و « عدل مظفر » درآورد . چون مجسمه شاه را ساخته بود - در انقلاب ، به زندان افتاد و در زندان درگذشت .
( 6 ) - عموى معينزاده كانديداى رقيب .