در اضافات همين كتاب آمده است :
- « . . . خان بابا خان ياور فوج دويّم كرمان از اولاد يكى از بنى اعمام شاهرخ خان ، و كلبعلى خان و فتحعلى خان نوادهء آن مرحوم » .
« . . . قاسم خان نيز از اولاد بنى اعمام شاهرخ خان است ، در قريهء طغرلجرد ضياع و عقار و توطّن دارد ، بالنسبه از ساير بنى اعمام و اقارب تمولّش بيشتر است . فتحعلى سلطان و محمد ربيع سلطان در دو دستهء سرباز ، سلطانند » . . . « 1 »
افشار زرين كمر
از اين سالها به بعد ، ديگر خوانين افشاريهء بهاباد و كوهبنان و زرند تنها عنوان خانيّت - دارند « 2 » مثل مصطفى قلى خان ، و ديگر شغل اجرائى معتبرى به آنها داده نمىشود ، خصوصا كه محمد اسمعيل خان وكيل الملك متوجه اهميت معادن سرب بافق و كوهبنان شد ، « 3 » مردم آن حدود خصوصا كوهبنانىها ، و سادات آنجا شكايت به طهران بردند و نه سال زدوخورد كردند تا يكى از سرداران قبيله افشار از طهران مأمور رسيدگى به كار آنها شد و آن حسينقلى خان افشار سرتيپ بود كه با غلامان خاصّهء زرين كمر جمعى خود روانهء كرمان شد ، و آشفتگىها را پايان داد ، و مردم را از قحطى نجات داد .
ميرزا ابو الحسن كوهبنانى مىنويسد : « مشهور است كه : رعيّت كرمان ،
هامش
( 1 ) - جغرافياى كرمان ، چاپ چهارم ، ص 294 .
( 2 ) - و خانهاى طغراجه ! در كرمان به دلائلى معروفند . اينها همان خوانين طغرلجرد هستند كه به نظر من ، بعضى نسب به سلجوقيان و اولاد طغرل مىرسانند ، و جمعى هم به خوانين افشار .
( سنگ هفت قلم ، ص 614 ) . آخرين اين خوانين عالم بيگ نام داشته و صاحب كتابخانهء مفصلى در طغرلجرد بوده ، جدّ خانوادهء دانش .
( 3 ) - بافقىها و كوهبنانىها و بهابادىها به اين جهت تفنگچيان خوبى داشتند كه معدن سرب در اختيارشان بود و امكان تهيهء خرج تفنگ را هميشه داشتهاند . جلالاى بافقى سردستهء تفنگچيان شاه عباس يكى از كسانى است كه در تشكيل گارد شاهسون و تفنگچى كمك بزرگى به شاه عباس كرد .