مرتضى قلى خان و عبد الرشيد خان پناه بردند « 1 » محفوظ بود ، مابقى را هركه بود قتل كرده ، اموال ايشان را به يغما برده ، عيال و اطفال آنها را اسير و ابير كردند . . . » « 2 »
هامش
چغانيان فرخى باشد ، چنين نسبتى داشتهاند . در كوهستان ما دهاتىهاى بدوى و ابتدائى را « شغينى » گويند ( با فتح غين ) و شغين نام دهى است از بهر آسمان ساردويه ، همچنين شغين نام يك درخت بيابانى است كه هيزم آن معروف است . در كاشمر هم گويا كلاته « چغون » هست و النگ معروفى دارد ( يادداشتى از فريدون براتى معلم مدارس كاشمر ) . حالا ما مىمانيم و فارسىها و كاشمرىها و ماوراء النهرىها و اين شعر خطيرى كه مىفرمايد :همى فوت كردند گاوان مر او را * چو گاو چغانى به ريش چغانى( 1 ) - آن خانه معروف به دولتخانه بود . ( تاريخ وزيرى ) .
( 2 ) - رسالهء ابو الحسن خان ، ص 15 ؛ اسير و ابير ، اصطلاح كرمانى است معادل اسير و عبيد .
چنين روايتى دربارهء خانهء آقا على وزير هم داريم : « از مرد و زن كرمانى ، آنقدر در خانههاى آقا على پناه جستند و هجوم كردند كه پنج نفر زن و طفل در زير دستوپا به خبه درگذشتند .
ليكن هركس در آنجا پناه برد از قتل و أسر محفوظ ماند ( تاريخ وزيرى ) . شنيدهام كه مردم حتى روى ناودانها و چوبهاى بادگيرها خود را به زحمت نگاه داشته و آويزان كرده بودند .
گويا 12 هزار تن در اين خانهها پناه گرفته بودند .