يزد و كرمان « 1 » را در ظرف سه شبانهروز پياده به انتها رسانيد ، و شاهرخ خان را از مضمون آن مطلع گردانيد . . . آن پيلتن دلير ، بعد از استشارات از وزير عقل ناقص ، . . . آهنگ . . . ولايتگيرى نمود و با جمعيتى تمام عازم تسخير يزد گشت . . . »
در آن وقت كريم خان وكيل ، هيجده ماه تقى خان را در شيراز معطل نگاه داشته بود تا به حساب يزد رسيدگى كند .
تقى خان در همين وقت از شيراز به يزد بازگشت و متوجه شد كه شاهرخ خان در يزد است و برج قحطى را بر روى او گشودهاند . روحى خود را به ميان زرتشتيان انداخته « . . . به زبان مجوسيان بيان مىنمايد كه كافل مهم آبيارى مىباشم . . . زرتشتيان نيز به اعتماد اينكه به موجب گفته خود مردى است آبيار ، از او درمىگذرند . . . »
زين مرصع اسب مادر خان
شاهرخ خان بر شهر يزد تسلط يافت ، و يك ماه در آن جا بود - و بعضى اسباب مرصع از قبيل زين و يراق و نظاير آنها از بانوى حرم . . . والده سركار علينقى خان در حيطه اكتساب آورد » . « 2 »
در همين وقت خبر رسيد كه كريم خان زند ، به اشاره تقى خان يزدى ، سردار خود خدا مراد خان زند را . . . « با چهل هزار نفر از افواج قاهره ركابى . . . به جهت تنبيه شاهرخ خان روانه يزد خواهد نمود - شاهرخ خان كه اين خبر را شنيد ، درنگ را مجالى نيافت ، سر خويش ، و راه هزيمت كرمان در پيش گرفت . در بين راه اراده نمود تا قلعه بهاباد را - كه در تصرف كاركنان حضرت خانيت بود در حيطه تسخير درآورد . . . در خلال ايام
هامش
( 1 ) - فاصله يزد تا كرمان حدود 382 كيلومتر است - ميانبر هم كه آمده باشد ، شبانهروزى 120 كيلومتر - بيست فرسنگ راه پيموده است . احتمال دارد از يزد به زرند آمده باشد .
( 2 ) - جامع جعفرى ، ص 420 .