بگشود گره ز زلف زر تار * محبوبهء نيلگون عمارى
يزدان به كمال شد پديدار * و هريمن زشتخو حصارى
ياد آر ز شمع مرده يادآر
اى مونس يوسف اندرين بند * تعبير عيان چو شد ترا خواب
دل پر ز شعف لب از شكرخند * محسود عدو به كام اصحاب
رفتى بر يار خويش و پيوند * آزادتر از نسيم و مهتاب
زانكو همه شام با تو يك چند * در آرزوى وصال احباب
اختر به سحر شمرده يادآر
چون باغ شود دوباره خرم * اى بلبل مستمند مسكين
وز سنبل و سورى و سپر غم * آفاق نگارخانهء چين
گل سرخ و به رخ عرق چو شبنم * تو داده ز كف زمام تمكين
ز آن نوگل پيشرس كه در غم * ناداده به نار شوق تسكين
از سردى دى فسرده يادآر . . .
( 19 )
- عباس آقا تبريزى :
ساعت هشت و نيم بعدازظهر روز شنبه 21 رجب 1325 هجرى قمرى ، برابر هشتم شهريور 1286 عباس آقا صراف تبريزى كه از جوانان آزادىخواه متعصب و عضو يكى از انجمنهاى سياسى بود ، به وقتى كه ميرزا على اصغر خان اتابك اعظم همراه سيد عبد الله بهبهانى از مجلس بيرون مىشد ، او را به تير زد و خود را نيز كشت .
كشته شدن اتابك كه از بيست سالگى مقام صدارت اعظم را يافته بود و از نيمهء دوم سلطنت ناصر الدين شاه و پادشاهى مظفر الدين شاه ، و پسرش محمد على شاه غالبا صدراعظم ، و پس از سلطان اول شخص كشور بود و بيشتر كارها به اراده و دلخواه او انجام مىيافت در سراسر ايران تأثيرى بزرگ بخشيد . خائنان و ظالمان سخت انديشناك ، و آزاديخواهان ، دلير و قوىدل شدند . جسد عباس آقا را نظميه نهان از مردم در گورستان مختار السلطنه - به قول برخى بىغسل و كفن - در خاك كرد . آزاديخواهان تحمل اين خوارى را نكردند .
قاضى مدير مدرسه اميد قزوين همراه گروهى از آزادگان پنجشنبه 26 رجب به نظميه مراجعه كردند و پس از سماجت بسيار نشانى آن را گرفتند . همان روز گور اين فدايى غيرتمند را با آجر برآوردند . شنبهء هفته بعد - اول شعبان - كه مصادف با روز شهادت وى بود نزديك دو هزار نفر از مردم تهران و تبريز كنار گورش فراهم آمدند و آن را با دستههاى گل پوشاندند . ملك المتكلمين نطقى شورانگيز كرد و بهاء الواعظين نيز ايستاده روضه خواند .
روز يكشنبه 27 شعبان - 13 مهر 1286 - 2466 - به ياد چهلمين روز شهادت اين فدايى وطن مردم تهران بازارها را بسته ، به گورستان رفتند و آرامگاهش را از گل پوشاندند . اعضاى تمام انجمنهاى سياسى و ملى و همهء شاگردان تمام مدارس نيز از آغاز تا پايان اين مراسم شركت داشتند .