سامع : آنكه به حق شنود . ص 619 ، س 11
سبب : وسيلهء معاش . ص 69 ، س 14
سبقت : عنايت ازلى و آنچه در علم الهى رفته است پيش از آفرينش . ص 18 ، س 11
سپندانه : تخم ترهتيزك ، دانهء سپند كه براى دفع چشمزخم در آتش مىافكنند . ص 198 ، س 12
ستر و تجلى ، 116 - 117
سر ، 134 - 135
سكر ، ص 112 - 114
سكره : كاسهء پهن . ص 412 ، س 13
سلف : پيشينيان ، ائمهء مذهب از قبيل صحابه و تابعين و كسانى كه به درجهء اجتهاد رسيدهاند مانند شافعى و ابو حنيفه . ص 12 ، س 2
سنة الهبير : سال 312 از هجرت كه قرمطيان حاجيان را كشتند و غارت كردند در موضعى كه نام آن هبير است در راه مكه و كوفه . ص 64 ، س 19
سيرى : وصول سالك بكمال ذوق . ص 114 ، س 7
شاهد ، ص 130 - 132
شاهد حال : سالكى كه حال بر دلش غالب است ، حالى كه بر دل سالك غلبه دارد .
ص 130 - 131
شاهد علم : آنكه علم بدل وى حاضر است و بر او غلبه دارد ، علم غالب بر دل سالك . ص 130 - 131
شاهد وجد : سالكى كه وجد بر وى غلبه دارد ، وجدى كه بر دل سالك غالب باشد .
ص 130 - 131
شرب ، ص 114 - 115
شريعت و حقيقت ، ص 127
شقاقى : عمل چوبشكن . ص 669 ، س 12
شكر تن : مشغول كردن تن به موافقت فرمان .
ص 263 ، س 5
شكر دل : ملازمت بر بساط شهود بنگاه داشتن حرمت . ص 263 ، س 6
شكر زبان : اعتراف بنعمت حق تعالى . ص 263 ، س 4
شكسته كردن : مقهور كردن . ص 23 ، س 10
شوخگن : چركين ، شوخگين . ص 491 ، س 8
شيرزد : طفلى كه در ايام شيرخوارگى شير كم خورده باشد و ضعيف ماند . ص 477 ، ح ، س 16
صبار : كسى كه بر تحمل مكاره خوى كرده باشد . ص 280 ، س 3
صحو و سكر ، ص 112 - 114
صديق : آنكه در جمله افعال و اقوال و احوال صادق باشد . ص 328 ، س 3
صفات ذات : صفاتى كه حق تعالى بضد آنها متصف نشود مانند قدرت و عزت و عظمت مقابل : صفات فعل . ص 19 ، س 6
صفات فعل : صفاتى كه حق تعالى بضد آنها
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 778
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٧٧٨