تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
سامع : آنكه به حق شنود . ص 619 ، س 11 سبب : وسيلهء معاش . ص 69 ، س 14 سبقت : عنايت ازلى و آنچه در علم الهى رفته است پيش از آفرينش . ص 18 ، س 11 سپندانه : تخم تره‌تيزك ، دانهء سپند كه براى دفع چشم‌زخم در آتش مىافكنند . ص 198 ، س 12 ستر و تجلى ، 116 - 117 سر ، 134 - 135 سكر ، ص 112 - 114 سكره : كاسهء پهن . ص 412 ، س 13 سلف : پيشينيان ، ائمهء مذهب از قبيل صحابه و تابعين و كسانى كه به درجهء اجتهاد رسيده‌اند مانند شافعى و ابو حنيفه . ص 12 ، س 2 سنة الهبير : سال 312 از هجرت كه قرمطيان حاجيان را كشتند و غارت كردند در موضعى كه نام آن هبير است در راه مكه و كوفه . ص 64 ، س 19 سيرى : وصول سالك بكمال ذوق . ص 114 ، س 7 شاهد ، ص 130 - 132 شاهد حال : سالكى كه حال بر دلش غالب است ، حالى كه بر دل سالك غلبه دارد . ص 130 - 131 شاهد علم : آنكه علم بدل وى حاضر است و بر او غلبه دارد ، علم غالب بر دل سالك . ص 130 - 131 شاهد وجد : سالكى كه وجد بر وى غلبه دارد ، وجدى كه بر دل سالك غالب باشد . ص 130 - 131 شرب ، ص 114 - 115 شريعت و حقيقت ، ص 127 شقاقى : عمل چوب‌شكن . ص 669 ، س 12 شكر تن : مشغول كردن تن به موافقت فرمان . ص 263 ، س 5 شكر دل : ملازمت بر بساط شهود بنگاه داشتن حرمت . ص 263 ، س 6 شكر زبان : اعتراف بنعمت حق تعالى . ص 263 ، س 4 شكسته كردن : مقهور كردن . ص 23 ، س 10 شوخگن : چركين ، شوخگين . ص 491 ، س 8 شيرزد : طفلى كه در ايام شيرخوارگى شير كم خورده باشد و ضعيف ماند . ص 477 ، ح ، س 16 صبار : كسى كه بر تحمل مكاره خوى كرده باشد . ص 280 ، س 3 صحو و سكر ، ص 112 - 114 صديق : آنكه در جمله افعال و اقوال و احوال صادق باشد . ص 328 ، س 3 صفات ذات : صفاتى كه حق تعالى بضد آنها متصف نشود مانند قدرت و عزت و عظمت مقابل : صفات فعل . ص 19 ، س 6 صفات فعل : صفاتى كه حق تعالى بضد آنها