تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
و بدانكه زيان‌گارترين چيزى مريد را آنست كه شاد بود بدانچه اندر سرّ او پيدا آيد از تقريبات حق تعالى بدانكه او را مخصوص كرده باشد بدان و اگر به ترك آن بگويد زود بود كه او را ازين حال بربايند ، به‌آنچه پيدا كنند او را ، از حقيقتها و شرح اين چيزها در جمله اندر كتاب نوشتن دشخوار افتد « 1 » . و از حكم مريد آنست كه چون در جايگاهى كه او بود ، كسى را نيابد كه به دو اقتدا كند ، تا او را ادب درآموزند ، كه هجرت كند و پيش يكى رود از پيران كه او بدان كار ايستاده بود كه مريدان را راه نمايد و آنجا پيش او مقيم شود و از آستانهء او مفارقت نكند تا آنگه كه او را رخصت ندهد « 2 » . و بدانكه شناخت خداوند خانه اوّل بر زيارت خانه و اوّل معرفت خداوند خانه است پس زيارت خانه و آن گروه كه بىدستورى پير به حج شوند آن همه زلّت است و نشاط نفس ، ايشان نشان اين طريقت بر خويشتن كرده باشند ، و ليكن سفر ايشان را اصلى نبود و دليل برين آنكه از سفر ايشان را نيفزايد مگر پراكندگى دل و اگر گامى از نفس خويش فراتر نهادندى « 3 » ايشان را بهتر بودى از هزار سفر .
هامش
( 1 ) - مب : و بدانك زيان‌گارترين چيزى بر مريد ستايش ( ظ : استيناس ) وى است بدانچ بر سر وى القا كنند بر وى افكنند از تقريبات حق تعالى وى را و منت نهادن بر وى كى من ترا بدين محل مخصوص بكردم و از اشكالت مفرد گردانيدم كى اگر به ترك اين خاطر نگويد ( ظ : بگويد ) زود بود كى وى را ازين درنيابند ( ظ : درربايند ) بر آنچ وى را پديد آيد از مكاشفات حقيقت و شرح اين اثبات كردن در كتب متعذر بود . ( 2 ) - مب : و از احكام مريد چون كسى نيابد كى بوى متأدب گردد در موضع خويش آنست كى هجرت كنند به كسى كى در وقت ارشاد بود مريدان را و نزديك وى بباشد و از وى غايب نگردد تا بوقت دستورى . ( 3 ) - مب : فصل : و بدانك معرفت خداوند مقدم بود بر زيارت خانه كى نخست شناختن خداى خانه بايد پس زيارت خانه و جوانانى كه به حج بيرون شوند ازين قوم بىدستورى شيخ آن همه زلت و نشاط نفس است و سفر ايشان بر اصل نيست و آنچ دليل كند برين آنست كى چند سفرشان مىافزايد پراكندگيشان مىافزايد و اگر ايشان به يك گام از خويشتن رحلت كردندى .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 739 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر