از شيخ ابو عبد الرّحمن [ سلمى شنيدم كه گفت اوليا را سؤال نبود فرومردگى بود و گداختگى و هم از وى ] شنيدم كه نهايت اوليا بدايت پيغمبران بود .
[ سهل بن عبد اللّه گويد ولى آن بود كه افعال او موافق شرع بود پيوسته .
يحيى بن معاذ گويد ولى مرائيى و منافقى نكند و ازين سبب دوستان او كم باشند « 1 » ] .
ابو على جوزجانى « 2 » گويد ولى آن بود كه از حال « 3 » خويش فانى بود و به مشاهدت حق باقى بود و حق متولّى اعمال او بود ، انوار تولّى برو پيوسته گردد ، او را به خود هيچ اخبار « 4 » نباشد و با غير خداى قرارش نباشد .
ابو يزيد گويد حظّ اوليا اندر تفاوت درجات ايشان از چهار نامست و قيام هر فرقتى از ايشان به ناميست از آن نامها و آن قول خداى است عزّ و جلّ « 5 » ، هو الاوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن هركه حظّ او نام « 6 » ظاهر بود بعجائب قدرت [ او ] نگران بود و هركه حظّ او از نام « 6 » باطن بود [ او ] نگران بود بهآنچه رود در سرّ از انوار « 7 » او ، هركه حظّ او از نام « 8 » اوّل بود شغل او باز آن بود كه اندر سبقت « 9 » رفته باشد و هركه حظّ او « 6 » ازين نامها آخر باشد شغل او بمستقبل بسته بود بهآنچه خواهد بود « 10 » و هر كسى را ازين كشف بر قدر طاقت او بود [ مگر آنك حقّ
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : سهل بن عبد اللّه . قول او با گفتهء ابو على جوزجانى مخلوط شده است .
( 3 ) - مب : در حال .
( 4 ) - مب : اختيارى . اصل : مطابق متن عربى است .
( 5 ) - مب : و آن نامها آنست كى .
( 6 ) - مب : حظ وى ازين نامها .
( 7 ) - مب : بود نگران باشد بر آنچه رود از اسرار .
( 8 ) - مب : و هر كى را حظ ازين نامها .
( 9 ) - مب : در سبق .
( 10 ) - مب : بود دانا بود .