مىكند كه بواسطهء هبة الرّحمن به عبد الواحد پسر قشيرى مىرسد ، ( قطب الارشاد ، طبع بمبئى ، ص 637 ) .
در مشجّرهء سيد محمّد نوربخش ترجمهء حال مختصرى از هبة الرحمن و پدرش عبد الواحد مذكور است كه دليلى است بر اينكه جزو مشايخ صوفيّه بودهاند .
وفات قشيرى
وى باتّفاق همه مورّخين صبح روز يكشنبه ( پيش از طلوع آفتاب ) شانزدهم ربيع الآخر سال 465 جهان را بدرود گفت و چون ولادتش بنقل خطيب بغدادى و ديگران از گفتهء خود او در ربيع الاوّل سال 376 بوده پس وى هشتاد و نه سال و يك ماه تقريبا عمر كرده . و ذهبى كه عمرش را نود سال گرفته بىشك مسامحه نموده است و پس از مرگ او را در مدرسهء ابو على دقّاق دفن كردند .
به روايت ابن جوزى در « المنتظم » و ابن العماد در « شذرات الذهب » بنقل از سخاوى ، فرزندان او تا چند سال باحترام پدرشان دست بكتب و لباسهاى وى نزدند و به خانهاش داخل نشدند .
خاندان قشيرى
زين الاسلام ابو القاسم دو زن داشت يكى امّ البنين فاطمه دختر ابو على دقّاق و ديگرى دختر احمد بن محمّد چرخى بلدى كه عبد الغافر پسر او عبد الملك بن احمد را خالوى اولاد زين الاسلام مىخواند و ازين دو زن ، شش پسر در وجود آمدند بدينگونه : ابو سعد عبد اللّه ، ابو سعيد عبد الواحد ، ابو منصور عبد الرّحمن ( از فاطمه ) ابو نصر عبد الرّحيم ( از زن ديگر ) ابو الفتح عبيد اللّه ، ابو المظفّر عبد المنعم .
و پنج دختر داشت يكى كريمه امة الرّحيم مادر عبد الغافر و ديگرى بنام « ماهك » و نام آنهاى ديگر معلوم نيست .
و چون فاطمه و پسران قشيرى و دختران و نوههاى او همه جزو دانشمندان بودهاند اينك باختصار شرح حال هريك بانضمام فهرستى از شاگردانشان را در اينجا مىآوريم .