تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
مىگويم با خويشتن كاشكى معنى ارادت بدانستمى « 1 » ] . و گفته‌اند از صفات مريد يكى آنست كه نوافل بر وى دوست گردانند و نصيحت كند خلق را باخلاص و با خلوت وى را انس بود « 2 » و به هرچه از احكام بر وى همىرود صبر كند و كار او را ايثار كند و از ديدار او « 3 » شرم دارد و آنچه وى را جهد بود « 4 » بذل كند محبوب خويش را و هر سببى كه داند او را بوى رساند بر دست گيرد و از همه چيزها به كمتر [ ين درجه « 5 » ] قناعت كند ، و بايد كه وى را بدل قرار نباشد تا آنكه به خداى [ عزّ و جلّ « 5 » ] رسد . ابو بكر دقّاق « 6 » گويد آفت مريد سه چيز است زن خواستن و حديث نوشتن و سفر كردن . و از وى پرسيدند كه چرا دست بداشتى از حديث نوشتن گفت مرا ارادت از آن بازداشت « 7 » . [ حاتم اصمّ گويد كه چون مريد را بينى كه به غير مراد خويش مشغول شود بدانك او دون همّتى « 8 » خويش ظاهر كرده باشد « 9 » ] . كتانى گويد از حكم مريد آنست كه [ سه چيز در وى موجود بود ] خواب
هامش
( 1 ) - اصل : ندارد . متن عربى : و كنت اقول فى نفسى ليث شعرى ما معنى الارادة . و با خود مىگفتم كاشكى الخ . ( 2 ) - مب : و او را آسايش به خلوت بود . ( 3 ) - مب : و از نظر وى . ( 4 ) - مب : و آنچ تواند . ( 5 ) - مب : ندارد . ( 6 ) - مب : متن عربى ، چاپ مصر : وراق . ( 7 ) - مب : او را گفتند حديث نبشتن چگونه بود گفت ارادت مريد از آن منع كند . اصل : مطابق متن عربى است . ( 8 ) - اصل : آوردن . به مقايسهء متن عربى اصلاح شد . ( 9 ) - مب : ندارد .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 312 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر