منتشر شدند خدايان و بهترين پادشاهان پارس . عكاسباشى ، عكس همه را برداشت و در كمال خوبى يادگار زيادى كه در اين حجّارىها نوشتهاند بيشتر آنها را ضايع كرده است . [ 301 ]
ترجمهّ لوح ديگر - اين كه صورتش در اينجا هست ، بهترين پرستاران مذهب هرمز است ، و او نرسى شاه ، پادشاه ايران و عراق عرب ، اصل آسمانى و بهترين جد او طايفهء هرمزيه شاه شاهان بود . از اين ايوان كه مىگذرد در روى سنگى در كمركوه ، سه صورت ديگر نقش است يكى زردشت است ، ديگر شاپور و نرسى است ، يك نفر ديگر هم در زير پاى شاپور و نرسى افتاده است ، كه او را لگد كردهاند . معلوم است [ كه ] دشمن بوده است ، و دور سر زردشت تيرهاى نور از سنگ درآوردهاند . مثل اشكال ائمه كه حالا مىكشند . بعد مىرود ، حوضخانه [ اى ] عماد الدوله ساخته است . روى حوضخانه ، سردرى عالى ساخته شده است .
كه در بهار اغلب اين حوضها و . . . آب دارد ، حالا خشك بود اين كوه تگه بز زيادى دارد .
يك تگه . . . زده آورده بودند . دو سر ستون هم از زير خاك عماد الدوله درآورده ، پهلوى درياچه گذاشتهاند ، شكل و گل و بوته دارد . يك صورت مجسمه مثل بتهاى قديم از زير خاك درآورده اما صورت و كله و . . . درست معلوم نيست . هيكل آدمى است بزرگ لب درياچه واداشتهاند . مىگفتند لرها اعتقادى به اين شكل دارند . تب و لرز و ناخوشى و . . . كه مىشوند نخود كشميش آورده ، روى اين بت مىريزند . و بعضى نذرشان هم درست مىشود .
بسيار خرمردمانى هستند . خلاصه امروز هم كسل بودم اشتهائى نداشتم رنگ و روپريده [ و ] خفه بود . قدرى در بالاخانهء سردر ، دراز كشيدم . على رضا خان ، معير طولوزون ، ميرزا على خان ، سياچى مياچى ، محمد على خان و . . . و . . . و . . . بودند .
عصرى سوار شده برگشتيم غروبى منزل شب خوابيديم .
lakeri
قريه بسطام كه حالا در ميان عوام معروف به طاق بستان است و طاق حجارى معروف در اينجاست ، سرآبى دارد كه در بهار و اوائل تابستان زياده بر يك صد سنگ آب دارد . ليكن از اوايل بهار آب او كم مىشود . زياده از هفت هشت سنگ باقى نمىماند . و اين آب تقسيم در مزارع مشخصه مىشود . عماديه ، مراد حاصل ، و چقكود ، سرخيجه و گاوبنده و اين بلوك را كه از اين آب مشروب مىشود ، در دفاتر بلوك بسطام مىنويسند و قصبه بسطام ، كه آثار و قلعه و خاكريز او معلوم است قدرى دور تر از محلى كه حالا دهكده طاق بسطام است ،