از هارونآباد با رودخانه سرنور متفق مىشوند . حدود اين جلگه از سمت مشرق تا شمال كه دست راست جلگه است ، سلسله كوهى است كه پشت آن ابتداى خاك ماهىدشت بعد جلگهء زيرى است بعد چنگر كه فاصله ميان سنجابى و كلهر است . تا گردنه كولهبانان كه سرحد كرند و كلهر است در حد مشرقى و قدرى از مشرق جنوبى لرستان است . و سرحد آن قلعهء آخوند مشهور به هرسم حد جنوبى و جنوب مغربى الى ، مندليچ چهار منزل خاك كلهر است ، كه منزل آن عبارت از كفرآور و گيلان باشد ، ييلاق . و يك منزل آن ديژمان و ايوان باشد قشلاق است . و سومار و آب سومار است [ 313 ] . كه به مندليچ مىرود اگر اين آب قطع شود ، مندليچ خراب مىشود در اين خاك رودخانه ، چشمه ، مرتع ، بسيار است . و شكار زياد دارد خاصه ، كوهى كه در سمت چپ و پشت هارونآباد است . موسوم به زوارهكوه .
در ايل كلهر قاطر بسيار است . كلهر ايوان از كلهر هارونآباد موضوع « 1 » است .
روز دوشنبه سيزدهم [ شهر شعبان ]
امروز بايد رفت به كرند ، پنج فرسنگ راه است .
صبح برخاسته رخت پوشيده سوار شديم ، به كالسكه رانديم رو به ما بين مغرب و شمال .
طرفين راه كوه است . نه چندان بلند . كوهها اسبرو است . و جنگل بلوط است اما نهچندان بلند . راه كالسكه خوب بود اما اغلب راه سنگ بود اما سنگها را برچيده بودند . كالسكه خوب مىرفت فاصله دو كوه دست چپ [ و ] راست نيم فرسنگ كمتر ، بيشتر بود . قدرى رانديم . طرف دست چپ رفتم . بالاى كوهى جنگلى به ناهار افتاديم بعد از ناهار سوار شده باز رفتيم به كالسكه نشسته رانديم . تا رسيديم به اول خاك كرند كه گردنهاى است ، موسوم به كولهبانان از اين سرازيرى مىرود اما گردنه بزرگى ، چيزى نيست . از كرانه كه پيش مىرود طرفين كوه نزديك مىشود . دره تنگ مىشود . توى درّه دهى بود معروف به خسروآباد ، مال خسرو خان دائى ملك نياز خان ده كثيفى بود . در كولهبانان ملك نياز خان با اصحابش آمدند .
بعد ده ديگرى ديده شد . مال خسرو خان اسمش چشمه سفيد است . بعد از خسروآباد دره و عرض جلگه قدرى وسيع مىشود . از منزل الى كرند هيئت ارضى « 2 » همين طور است هيچ تفاوتى ندارد طرفين راه كوه است . جنگل بلوط [ است ] اما از گردنه كولهبانان به طرف كرند كم
هامش
( 1 ) . يعنى جدا مىباشد .
( 2 ) . اصل : عرضى