در صورتى كه نمايندههاى اين كمپانى شايد در اين ساعت ، مشغول بستن چمدانهاى خود بودهاند كه از ايران فرار كنند .
فشار سردار سپه باقليت
ميدانيم ، بعد از واقعهء دوم حمل ، و رأى اعتماد مجلس بسردار سپه مدرس با يك اقليت ده پانزده نفرى ، در حقيقت ، تنها مانده و اكثر گرفتار ليوهگىهاى بيمزهء سيد انوار ، و هتاكىهاى خشن سيد تدين ، كه هردو زيادتر از دهن خود ميخوردند ، شده بود .
چنان كه بعد از واقعهء قتل ميرزادهء عشقى ، آقاى ملك الشعراء بهار كه دوم ليدر اقليت بود ، به زحمت توانست ، در مجلس اجازه بگيرد ، و مطالبى راجع بسلب امنيت از روزنامهنگاران طرفدار اقليت ، بگويد . ولى در خارج از مجلس ، كار از لونى ديگر بود ، و مدرس به خوبى مىتوانست ، براى سردار سپه ، و برضد رفتار او جمعيتهائى نظير تشييع جنازهء عشقى ، برپا كند ، و دماغ آقاى رئيس الوزراء را بمالد .
ولى بعد از اعلان حكومت نظامى ، نظميه ، كه بعنوان دستگيرى مظنونين واقعهء ماژور ايمبرى دستش باز شده بود ، عدهء زيادى از سردستههاى طرفدار مدرس را كه هيچ مداخلهاى هم در اين واقعه نداشتند ، گرفتار حبس و تبعيد كرد ، و سردار سپه را از نظائر تشييع عشقى فارغ ساخت .
افراد اقليت در محظور عجيبى گرفتار شده بودند ، از يكطرف ، طرفداران آنها را در خارج توقيف و تبعيد ميكردند ، و از طرف ديگر در مجلس هم اگر ميخواستند شكوهاى بكنند ، گرفتار رعونتهاى سيد انوار و تعنتهاى سيد تدين ميشدند ، و عبث نبود كه ليدر اقليت ميخواست با برقرارى حكومت نظامى ضديت كند .
استيضاح مدرس از سردار سپه
مدتى سپرى شد ، و روزبروز بر عدهء گرفتارى بيگناهان افزوده گشت . بالاخره ، سيد مدرس بتنگ آمده ، ورقهء استيضاحى بامضاى خود و شش نفر از افراد اقليت بمضمون ذيل ، برئيس مجلس تقديم داشت :
بسم اللّه الرحمن الرحيم اينجانبان ، راجع بمواد ذيل ، از آقاى رئيس الوزراء استيضاح مينمائيم .
1 - سوءسياست نسبت بداخله و خارجه .
2 - قيام و اقدام ، برضد قانون اساسى مشروطه و توهين بمجلس شورايملى .
3 - تحويل ندادن اموال مقصرين و غيره ، بخزانهء دولت .
حائرىزاده - هراتى - كازرونى - مدرس - اخگر - ملك الشعرا - سيد حسن زعيم .
استيضاحنامه بدولت ابلاغ ، و روز استيضاح به 17 اسد موكول گرديد .
خوانندهء عزيز توجه دارد كه سردار سپه ، چون در مجلس اكثريت داشت ، از حمايت مجلس مطمئن ، ولى مواد استيضاح خيلى كمرشكن بود . زيرا در ضمن اين سه ماده استيضاحنامه ،