هنگام عقبنشينى از باتلاقهاى گيلان ، در زير آتش توپ دشمنان ، احساس نموديم كه منشاء مبداء تمام بدبختيها ايران و ذلت و فلاكت قشون جنايتكاران داخلى هستند .
در همان هنگامى كه خون خود را در مقابل دشمن مهاجم ميريختيم بحرمت همان خونهاى پاك و مقدس قسم خورديم كه در اولين موقع فرصت ، خون خود را نثار نمائيم ، تا ريشهء خيانتكاران خودخواه تنپرور داخلى را برانداخته ، ملت ايران را از سلسلهء رقيت مشتى دزد و خيانتكاران آزاد نمائيم .
مشيت كردگارى و خواست حضرت خداوندى ، اين فرصت را براى ما تدارك ديده اينك در تهران هستيم .
ما پايتخت را تسخير نكردهايم ، زيرا نمىتوانستيم اسلحهء خود را در جايى بلند كنيم كه شهريار مقدس و تاجدار ما حضور دارد .
فقط بتهران آمديم كه معنى حقيقى سرپرستى مملكت و مركزيت حكومت بدان اطلاق گردد .
حكومتى كه در فكر ايران باشد ، حكومتى كه فقط تماشاچى بدبختىها و فلاكت ملت خود واقع نگردد .
حكومتى كه تجليل و تعظيم قشونرا از اولين سعادت مملكت بشمار آورد ، نيرو و راحتى قشونرا يگانه راه نجات مملكت بداند .
حكومتى كه بيت المال مسلمين را وسيلهء شهوترانى مفتخوران تنبل و تنپروران بىحميت قرار ندهد .
حكومتى كه سواد اعظم مسلمين را مركز شقاوتها ، كانون مظالم و قساوت نسازد .
حكومتى كه در اقطار سرزمين آن ، هزارها اولاد مملكت از گرسنگى و بدبختى حيات را بدرود نگويند .
حكومتى كه ناموس و عصمت گيلانى ، تبريزى ، كرمانى را با خواهر خود ، فرق نگذارد .
حكومتى كه ، براى زينت و تجمل معدودى بدبختى مملكتى را تجويز ننمايد .
حكومتى كه بازيچهء دست سياسيون خارجى نباشد .
حكومتى كه براى چند صد هزار تومان قرض ، هرروز آبروى ايرانرا نريزد و مملكت خود را زير بار فروتنى نبرد .
ما سرباز هستيم و فداكار ، حاضر شدهايم بازاى انجام اين آمال ، خون خود را نثار نمائيم ، و غير از قوت و عظمت قشون ، براى حفظ شهريار و وطن مقدس آرزوئى نداريم .
هر لحظه چنان حكومتى تشكيل شود و موجبات شرافت وطن ، آزادى ، آسايش و ترقى ملت را عملا نمودار سازد و با ملت نه مثل گوسفند زبان بسته رفتار نمايد ، « ! ! » بلكه بمعنى واقعى ملت بنگرد ؛ آن لحظه است كه ما خواهيم توانست بآتيه اميدوار بوده و چنان كه نشان داديم ، وظيفهء مدافع وطن را ايفا نمائيم ، با تمام برادران نظامى خود ژاندارم ، افواج پليس كه آنها هم با دلهاى دردناك شريك فداكارى اردوى قزاق بودند ، كمال صميميت را داشته و اجازه نخواهيم داد كه دشمنان قشون ، بين ماها تفرقه و نفاق بيافكنند .
همه شاهپرست و فداكار وطن ، همه اولاد ايران ، همه خدمتگزار مملكت هستيم .
زنده باد شاهنشاه ايران .
زنده باد ملت ايران ، پاينده باد ملت ايران !
قوى و با عظمت باد قشون قزاق دلاور ايران .
« رئيس ديزيون قزاق اعليحضرت شهريارى و فرماندهء كل قوا - رضا »
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٢٢٣