وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً .
نهى اين آيهء كريمهء مباركه از اطاعت كسانى كه از ذكر خدا غافل و بهواى نفس خود رفتار ميكنند ( و با نهايت بىخبرى از آيات خدا و بىاعتنائى به احكام دين ، مسلمانان را گرفتار كفار مينمايند ) ظاهر و هويداست .
در سورهء هل اتى ، آيهء 24 :
وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا .
نهى از اطاعت كفار و منافقين در اين آيهء كريمه بقدرى واضح و هويداست كه براى هيچ مسلمانى مجال ترديد باقى نگذاشته ، مخالفت و ضديت با قرارداد و خود شما را از ضروريات مذهب كرده است .
آقاى رئيس الوزراء ! در معاملات اگر يكطرف ضرر مىكند ، اقلا بايد طرف ديگر فايده ببرد ، و كمتر معاملهايست كه فقط فايدهء آن منحصر بدلال بوده ، طرفين معامله خسارت بكشند . تا حال مضار و منافع اين قرارداد را نسبت بايران تحت نظر داشتيم .
در اينجا ميخواهيم موقتا منافع ايران را از نظر دور كرده ، از نقطه نظر منافع انگليس ، به اين قرارداد شما نظر افكنيم .
دولت بريتانياى كبير ، تا قبل از عقد اين قرارداد ، دولت مطبوع محبوب عادل با انصاف زيركى در ايران قلم رفته بود و ايرانيها بدوستى آن دولت خرسند بود ، همواره گلهگذارىهاى مظالم روسيهء تزارى و مناقشات با همكيشان خود را نزد آن دولت ميبردند و در مواردى كه اشكالى براى آنها پيش ميآمد از اولياى آن دولت مشورت دوستانه كرده ، و در مواقعيكه گرهى به كار مىخورد حل قضيه را بحكميت آن دولت محول مينمودند و براى كشف معادن و تاسيسات صنعتى و راهسازى چشمشان بكمپانيهاى انگليس و مايل بودند كه منافع مشروع اين تأسيسات بسرمايهداران اين مملكت عايد شود . انگليسها هم از اين حسنظن استفاده كرده منافع و مقاصد خود را بهتر و آسانتر از سايرين حفظ كرده و پيش ميبردند ، سهلست بسا كارها كه دولت روس با كشمكشهاى بسيار بپيشرفت آن موفق نميشد انگليسها با همان حسنظن و روابط صميمانهء ايرانيها با كمال سهولت بدون هيچ زحمت و رنج بپيشرفت نظير بلكه بهتر از آن موفق ميگرديدند . ولى بعد از عقد قرارداد همان انگليس مطبوع محبوب عادل با انصاف زيرك ، همان انگليس طالب استقلال ايران ، براى حفظ مستعمرات آسيائى خود ، بالاخره همان دولت همسايهء قديمى و دوست صميمى ، در مدت شش هفت ماه ، باندازهاى جلب تنفر و انزجار كرده است كه دولت خشن بد همسايهء بد همه چيز تزارى روس ، با فشار و تضييقات صد سالهء خود بايران ، اينقدر طرف تنفر واقع نشده بود . به حدى اين تنفر و انزجار رو بازدياد است كه هيچ بعيد نيست ايرانيها براى رهائى از شر انگليس ، خود را در آغوش بلشويزم بيندازند .
اما ايرانيها بايد از يك حيث از شما ممنون باشند كه بتوسط شما پرده از روى كار ، و نقاب از چهرهء دو روى انگليس برداشته شد ، و ايرانيها دوست صد و بيست سالهء خود را شناختند .
آقاى رئيس الوزراء ! چون ميخواهيم اين رساله را در همين جا ختم كنيم ؛ اين