تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
توقف يكساعت و نيمه از دست داده‌اند ، شايد قابل احصاء نباشد . همچنين چه اندازه كارهاى تجارتى و دلالى و معاملات ملكى و اجاره‌اى كه بواسطهء دير رسيدن ترنها بمقصدهاى خود باطل شده و بواسطهء ترقى يا تنزل نرخها موجب زيان بيعلت و سود بىحكمت گشته از حساب بيرون است .

اسقف‌ها بخور زيادى ميسوزانند

اگرچه اسقف‌ها هم مقدارى بخور بى مورد سوزانده‌اند و چند بار آتش مجمره‌ها را تجديد كرده‌اند ، ولى البته اين چيز مهمى نبوده است .

كر ديپلماتيك يكساعت و نيم در انتظارند

ولى يكساعت و نيم انتظار مأمورين سياسى كل دنيا كه در دائرهء خود منتظر ورود شاه بودند ، خيلى بد بود . زيرا گذشته از شخصيت خود آنها ، عده زيادى از سفراى كبار در ميان آن‌هاست كه نمايندهء شخص پادشاه متبوع خود هستند و رفتار توهين‌آميز نسبت به آنها مانند توهين بپادشاهان آنها و در عرف بين‌المللى كار خيلى ناشايسته ايست .

نهار سفارت از حال ميرود

آخر الامر موضوع خراب شدن نهارى هم كه در سفارت تهيه شده است ، از نقطه‌نظر ما كه ميخواهيم همه چيز در حد خود خوب و آبرومند باشد ، چيز بىاهميتى نيست . البته ملتزمين شاه ، چون معتاد بغذاهاى اروپائى نبودند ، متوجه زياد سر بار ماندن فلان خوراك نميشدند ، ولى در چلو ، بخصوص تركهاى ملتزمين ، همه متخصص بودند و همه ميفهميدند كه غذا بواسطهء زياد ماندن سربار پير شده است . در صورتى كه واقعا آشپز ما چلو را بسيار خوب مىپخت و چلوهاى كار او از بهترين چلوهاى تبريزى هم بهتر بود .

مسبب تمام اين اتفاقات كه بود ؟

مظفر الدين شاه مرد خوبى بود ، هيچوقت از روى استبدادهاى مشرق - زمينى و هواى نفس از اين قبيل بىاعتنائيهاى بوقت ، بخصوص در مواردى كه پاى حيثيت سايرين بويژه نمايندگان دول در كار بود ، مرتكب نميشد و چون اين اتفاق كار فوق العادهء بىسابقه‌اى بود كه از او بظهور رسيده بود ، در علت آن تحقيقاتى به عمل آمده معلوم گرديد اين دسته‌گل را امير بهادر وزير دربار شاهنشاهى به آب داده و همانطور كه در يكى دو مورد ، قبل از اينها در ايران ، بنا بوظيفهء رياست كشيكخانه با قمهء كشيده به خزانهء حمام رفته بود كه مبادا كسى در زير آب پنهان شده و سوءقصدى نسبت به اعليحضرت بنمايد و حتى قمهء خود را هم در گوشه‌هاى خزانه فرو برده بود ، در اين‌جا هم شبانه وقتى پيدا كرده و بشاه گفته بود كه در روسيه نيهيليست « 1 » و آنارشيست « 2 » زياد شده است . براى اين دسته هم سلطان سلطانست ، فرقى بين امپراطور روسيه و شاه ايران نمىگذارند و من شنيده‌ام كه اين بدذات‌هاى ولدر زنا ( ولد الزنا ) آلات منفجرهء ساعت‌دارى ميسازند كه آن را كوك ميكنند و در موقع
هامش
( 1 ) -Nihiliste( 2 ) -Anarchiste