نامه شاه عباس به شاه سليم
بلبلان خوش الحان شوق را در گلستان دلگشاى دوستى به ترنم در آوردن موجب سرور خاطر مهر گزين و طوطيان شكرستان محبت را در حريم الفت و يگانگى به زبان آوردن باعث ابتهاج ضمير صداقت آيين است . لهذا به رشحات خامهء بدايع - نگار ، طراوت بخش چمن محبت و يكرنگى گشته مشهود ضمير آفتاب ضيامى گرداند كه در اين ولا ، به وسيلهء سالك طريق انيق ، حاجى رفيق سفارش زبانى در باب اسطرلاب جنت مآب ميرزا الغ بيك فرموده بودند و گوشزد محب خيرخواه گشته . با وجود آن كه قبل از اين به مقتضاى محبت موروثى و مكتسبى اشارتى بدين معنى شده بود كه آنچه خاطر انور بدان متعلق گردد كه ايصال آن از اين جانب مقدور و ممكن باشد بىتكلفانه به تقديم مأمور و مسرور ساخته فى ما بين ابواب خواهش كلى و جزوى مفتوح و غايلهء بيگانگى مرفوع باشد ، از ناشكفتن غنچهء اين تمنا جاى گله بود . اما اظهار خواهش ، اسطرلاب مذكور تلافى آن نمود و اگرچه محبت باطنى و رابطهء معنوى اقتضاى اين مىكرد كه اسطرلاب موروثى آن سلسلهء رفيعه ، بىطلب و اظهار خواهش هديهء مجلس منيف گردد ، چون صورت رغبت طبع آفتاب شعاع به علم نجوم بر آئينهء خاطر حقيقت مناظر عكس پذير نشده بود ، از اين معنى غافل افتاد .
اكنون كه پرتو شعور بر ساحت اين معنى تافت ، بنابر آن كه خاطر مخلص را نيز ميل و رغبت تمام به اسطرلاب دانان و اهل تنجيم واقع است ، فورا علما و دانايان اين