( 881 ق ) . امّا چندى بعد ، در تبريز وفات يافت و پسرش سلطان خليل تركمان به جايش نشست » ( نك :
دايرة المعارف فارسى ، ذيل « اوزون حسن » ) .
( 74 ) - پارسادوست ، ص 137 .
( 75 ) - همانجا ؛ خورشاه ، ص 2 .
( 76 ) - پارسادوست ، ص 138 .
( 77 ) - همانجا .
( 78 ) - همانجا ؛ روملو ، ص 408 .
( 79 ) - خواندمير ، غياث الدّين ( ج 4 ، ص 425 ) تعداد مريدان وى را ده هزار ؛ عالمآراى صفوى ( ص 29 ) بيست هزار و روملو ( ص 408 ) دوازده هزار نفر مىنويسد .
( 80 ) - « چركسها » (
Carkasha
) گروهى از قبايل مسلمان ( حنفى مذهب ) قفقاز شمالى كه در ناحيهء بين جبال قفقاز ، رود كوبان ، و درياى سياه در شوروى سابق و نيز در خاك تركيه زندگى مىكنند » ( دايرة المعارف فارسى ، ذيل « چركسها » ) .
( 81 ) - ناحيهاى در غرب دربند ( جنوب شرقى داغستان ) .
( 82 ) - « سلطان خليل اللّه »
I
( خليل ابن شيخ ابراهيم ) ، در حدود 820 - 867 ق سلطنت مىكرد . در زمان او اسكندر قراقوينلو به شروان تاخت و خرابى بسيار به بارآورد و با غنائم هنگفت به آذربايجان بازگشت . پس از آن ، سلطان خليل از كمك شاهرخ تيمورى برخوردار شد و آرامش و رفاه در شروان برقرار گشت ( همان ، ذيل « شروانشاه » ) .
( 83 ) - خواندمير ، غياث الدّين ، ج 4 ، ص 426 ؛ جهانگشاى خاقان ، ص 2 ؛ خورشاه ، ص 2 .
( 84 ) - سرور ، ص 32 ؛ دايرة المعارف فارسى ، ذيل « سلطان جنيد » .
( 85 ) - ص 139 .
( 86 ) - ص 53 - 54 .
( 87 ) - ص 143 .
( 88 ) - ص 53 .
( 89 ) - هينتس ، ص 53 - 54 .
( 90 ) - مارتا موسوم به حليمه بيگم از همسر مسيحى ( يونانى ) اوزون حسن ، دسپينا كاترينا بود .
( 91 ) - خواندمير ، غياث الدّين ، ج 4 ، ص 427 .
( 92 ) - عالمآراى صفوى ، ص 30 ؛ جهانگشاى خاقان ، ص 42 .
( 93 ) - قزلباش واژهاى تركى معادل « سرخ سو » « عنوان طوايف مختلف تركى كه در ترويج مذهب شيعه و تحصيل سلطنت صفويه به سلطان حيدر و پسرش شاه اسماعيل
I
يارى كردند . كلاه سرخ يا تاج قزلباش عبارت بود از كلاهى نمدين ، به رنگ سرخ ، كه نوكى بلند و دوازده ترك داشت و به دور آن عمامهاى سفيد يا سبز از پشم يا ابريشم مىپيچيدند . قزلباشها مجموعهاى از افراد نه قبيلهء ترك استاجلو ، افشار ، تكلّو ، ذو الفقار ، روملو ، شاملو ، قاجاريه ، ورساق ، و صوفيهء قراباغ بودند . جهت جامع تمام اين قبايل دوستى و اخلاص آنها در حقّ « مرشد كامل » ( سلطان حيدر و فرزندان او ) و فداكارى در راه مقاصد او ، يعنى ترويج مذهب شيعه بود ، و به مناسبت جانفشانى در تقويت سلطنت صفوى به « شاهسون » شهرت يافتند ، و