( 164 ) - روملو ، ص 154 ؛ خواندمير ، غياث الدّين ، ج 4 ، ص 510
( 165 ) - همانجا .
( 166 ) - همانجا ؛ امينى هروى ، ص 345 - 346 ؛ قمى ، ج 1 ، ص 112 - 113 .
( 167 ) - ص 380 .
( 168 ) - مجير شيبانى ، ص 127 .
( 169 ) - « ظهير الدّين بابر ( متوفّى 937 ق ) مؤسّس سلسلهء تيمورى هند ، پسر عمر شيخ و نبيرهء ميران شاه ابن تيمور گورگانى بود . او در فرغانه به سال 899 ق به جاى پدر نشست . در 903 سمرقند را گرفت . امّا اندكى بعد آن را از دست داد . در 906 ق كه سمرقند به دست ازبك افتاد ، تمامت ملك موروث از دست وى خارج شد ، و او پريشان و پراكنده گشت . در 909 ق به تسخير كابل پرداخت ، و سپس در صدد تسخير هند برآمد .
در 917 ق به استظهار و پايمردى شاه اسماعيل بخارا و سمرقند را بازگرفت ، امّا ازبكان چندى بعد ، ديگر بار آن بلاد را از او بازستاندند . در 920 ق به كابل بازگشت ، و در 928 ق قندهار و در 930 ق لاهور را تسخير كرد ، و به تدريج بر تمام مملكت ابراهيم لودى دست يافت و آگره را دار الملك خويش كرد . در نزديك آگره وفات يافت ، و پسرش همايون شاه به جاى او نشست . بابر سردارى شجاع بود و زندگى او از سوانح و حوادث آگنده بود . سوانح حيات خود را در كتابى به نام بابرنامه به زبان جغتايى املا كرده است » ( دايرة المعارف فارسى ، ذيل « بابر » ) .
( 170 ) - جهانگشاى خاقان ، ص 381 .
( 171 ) - خواندمير ، غياث الدّين ، ج 4 ، ص 526 - 527 .
( 172 ) - جهانگشاى خاقان ، ص 424 .
( 173 ) - عالمآراى صفوى ، ص 372 .
( 174 ) - جهانگشاى خاقان ، ص 430 .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: قاسمى حسينى گنابادى
ص١٠٧