لحظه ورود پدر گريههائى ديده شد ، معلوم نبود گريه نشاط بود يا شكايت از ماجراها .
اگر جنبوجوشى بود معلوم نبود از نشاط ديدار يار غايب است ، يا برخاستن از عشق و افتادن از ضعف .
در غياب پدر شادروانم ، خانه ما ديدن داشت . برادر شادروانم محمد ، در اول تكليف هم سرپرست پريشانزادگان رشديه شده كودكان زبانبستهاش را نوازشها ميكرد ، و هم مدرسه را بدست لياقت ميگرداند .
والده و والده مقامى دست محبت بهم داده از فرزندان عسرتزده رشديه پرستاريها ميكردند . زهى شرف . همچنين زنان باتقوائى كه عسرتها و سختيها و تنگيها را مىبينند و شكرشان بدرگاه حق بيشتر و بندگيشان فراوانتر مىشود . هر عمل عكسى و هر كرده جزائى دارد . چه بسا ابر رحمتى كه از تبخير اشك فقيران به آسمان عنايت ربانى رسيده ، به صورت قطرات رحمت بر مزرعه خشك نااميدان مىبارد . چه بسيار نسيمهاى دلاويزى كه از افق رحمت الهى بر بوستان گرمازده مستمندان وزيده ، بدانها طراوت و خرمى مىبخشد .
درهرحال ، دوران نكبت سپرى شد و گل مسرت در بوستان ما شكفتن گرفت .
شمع وصال طاق و رواق ما را پرتوافشانى كرد . آفتاب اقبال از مشرق اميد طلوع نمود .
آبها كه از آسياب ريخته بود باز فراهم آمد . پروانه را بگردش انداختند و گردونه به كار افتاد .
يك جنبش روحانى در يك گوشه شهر باعث شد كه لباس مديريتى بر اندام رشديه دوخته شود . مدرسه تبليغاتى امريكائى كه از مدارس و دار التبليغهاى ترسايى بسيار قديمى تهران ، و تحتنظر كشيشان متعصب مسيحى اداره ميشد ، روزهاى يكشنبه را باحترام مسيحيت تعطيل ميكرد و روزهاى جمعه را مدرسه دائر بود .
كتاب انجيل فارسى و انگليسى « وزبور داود » و امثال آنها ، جزو كتب درسى مدرسه بود ولى از دين و اخلاق اسلامى نشانى نه . در تهران كاتوليكهاى فرانسوى هم مدرسه داشتند و دارند ، و هرگز چنين نبودند و نيستند . اين سياست خام اين دسته از غريبان است كه در مشرق نارضايتيها فراهم ميكنند و اين آتش روزى زبانه كشد . . .
خلاصه مدرسه امريكائى بنا را بر اين رسم غلط گذاشته بود . پارهيى از شاگردان مسلمان كه مايل نبودند دين خود را باراده آن آقايان متعصب از دست بدهند ، بوزارت معارف شكايت كردند . وزارت معارف هم تصميم گرفت يك مدرسه اسلامى براى آنها تاسيس كند ، و برنامهاش را طورى تهيه نمايد كه بهيچوجه وقفه و تعطيلى در دروس شاگردان پيش نيايد .
اواسط سال بيست و پنج قمرى بود كه بامر حاج مخبر السلطنه وزير علوم ، باغ و عمارت حاج ميمنة الملوك خانم ، واقع در جلوخان مروى را اجاره كرده و تعدادى از ميز و نيمكتهاى دار الفنون و مدرسه نظام ( پشت دار الفنون ) را به اين محل انتقال داده ، مدرسه را با يكصد و بيست و سه نفر شاگردان مسلمان و مسلمانزاده مهاجر آنجا افتتاح كردند . برنامه تحصيلى آن بسيار عالى و در حدود برنامه دار الفنون و مدرسه امريكائى
سوانح عمر ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: شمس الدين رشديه
ص١٣٢