مهمترين مراكز تربيتى اسلامى تبديل شد ، مورد تأكيد قرار داده شود . ( 4 )
شاهزاده اورنگ زيب و فيل به خشم آمده
دشمنان بيرونى هم مانند دشمنان داخلى سرزمين را تهديد مىكردند . كوچ بيهار و اراكان در شرق هند براى مدت كوتاهى جزو قلمروى مغول به حساب آمدند ، ولى خطر واقعى باز هم يكبار ديگر از استان شمال غربى ، جايى كه اورنگ زيب پس از يك همكارى خوب در ابتدا خوشحال خان خاتاك ، رهبر پاتانها را اسير و براى چندين سال به زندان هولناك گواليور فرستاد ، آغاز شد . خوشحال خان پس از بازگشت به وطنش نزديك ايندوس پاتانها را براى جنگ عليه فرمانروا فراخواند و احساسش را در شعر معروفى به زبان پشتو بيان داشت :
من عدالت اورنگ زيب را خيلى خوب مىشناسم : * مسلمانى كه هرچه قانون دستور دهد همواره اجرا مىكند .
ولى پدرش را سالها در بند نگهداشت ، * بىرحمانه خون برادرانش را ريخت .
ممكن است كسى هزاران بار به ركوع رود * و روزه گيرد ، تا شكمش به پشتش بچسبد - خب ،
اگر جديتش مثل كارش خوب نباشد : * نه ثمرى ، نه بركتى ، آنگاه توجه داشتن به پرهيزكارى .
كسى كه چيزى را علنى مىگويد و در پنهان چيز ديگرى فكر مىكند -