تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
ش
شاور صديقك فى الخفى المشكل
، 177
شستشويى كن و آنگه به خرابات در آى
، 53 ص
صلاح من همه آنست كان تو راست صلاح
، 97 ع
عاقل به كنار آب تا پل مىجست
، 1
عشق تو مرا كشد به سويت مهجور
، 8 غ
غافل مشو كه مركب مردان مرد را
، 97 ك
كه اى شب گرنه روز رستخيزى
، 5 گ
گفتم كه در كنارت جان در كنار دارم
، 9
گر در ره عشق تو هزاران سنگ است
، 7
گداى كوى تو از هشت خلد مستغنيست
، 54
گر حكم شود كه مست گيرند
، 147 م
من همان دم كه وضو ساختم از چشمهء عشق
، 9
مىخواستمت پيشكشى لايق خدمت
، 9 ن
نرود مرغ سوى دانه فراز
، 288
نصيحتى ز پير طريقتم ياد است
، 52
نمود درد غم عشق تو مرا رنجور
، 95
نه سيرتى كه از او خاطرى بياسايد
، 112 و
وعدهء وصل چون نزديك شود
، 400
و لو كان فى العلم غير التقى شرف
157 ه
هرچه هست از غمزهء دلدوز اوست
، 10
هركه شيخش چنين گمره بود
، 110
همه‌جا خانهء عشقست چه مسجد چه كنشت
، 62 ى
يا رب به آفتاب حقيقت كه روى اوست
، 59
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 395 | آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى ) / زهرا ميرخانى