آنها كه قلم از نوشتن آنها عار دارد ، ولى بواسطه مقالات روزنامه ادب كه بنده آنوقت مينوشتم و لوائحى كه دانشمندان مملكت با ژلاتين طبع و منتشر ميكردند و جهت مقاصد آقايان يك مرتبه تغيير كلى پيدا كرد و تأسيس عدالتخانه مطرح بحث شد و بعد از صدور دستخط آفتاب فقط اعليحضرت شهريارى در قول اين استدعا و تأكيد در تأسيس عدالتخانه با آنكه به ظاهر مقصود تشكيل يك ديوانخانه منظمه بود ولى توجيهات بنده و تحقيقات حبل المتين و ساير نوعپرستان عدالتخانه را تعبير بپارلمان نمود و اگرچه عين الدوله جلوگيرى كرد و دست ما را بست و قلم ما را شكست اما هرگز نور خدا را با پف خاموش نتواند كرد و تخم كاشته را از مزارع قلوب ملت بيرون نتواند كشيد و دير يا زود دولت بانجام اين مقصود مجبور خواهد شد و هيچ
هامش
- طهران هم عزل عسكر را جزو مستدعيات خودشان نوشتند براى خاطر قميين .
دوم - مراجعت و معاودت دادن حاج ميرزا محمد رضاى كرمانى را كه در جلالآباد رفسنجان منفى و مبعد بود محترما و مجللا بكرمان ، چه از زمانيكه واقعهء كرمان اتفاق افتاده بود الى اين ايام مشاراليه در رفسنجان توقف نموده بود و دولت مانع بود كه عودت بكرمان نمايد لذا معاودت دادن او را بكرمان جزو اهم مقاصد و مستدعيات قرار داده بودند .
سوم - برگرداندن مدرسهء خان مروى را بجناب حاج شيخ مرتضى چه كه توليت اين مدرسه با جناب معظم بود و از اتفاق واقعهء مسجد شاه عين الدوله دستخط صادر كرد كه توليت با امام جمعه باشد و موقوفه را به امام جمعه داد باينجهت يكى از مستدعيات آقايان برگشتن مدرسه و موقوفه بود بمتولى شرعى آن .
چهارم - بناى عدالتخانهاى در ايران كه در هر بلدى از بلاد ايران يك عدالتخانه برپا شود كه بعرايض و تظلمات رعيت رسيدگى شود و بطور عدل و مساوات رفتار كند .
پنجم - اجراء قانون اسلام دربارهء آحاد و افراد بدون ملاحظهء از حدى .
ششم - عزل مسيونوز از رياست گمرك و ماليهء دولت .
هفتم - عزل علاء الدوله از حكومت طهران .
هشتم - موقوف نمودن تومانى دهشاهى كسرى مواجب و مستمريات مردم را كه يكسال است قرار گذارده بودند كه صاحبان مواجب تومانى دهشاهى بدهند به اجزاء صندوق ماليه .
« تاريخ بيدارى ايرانيان - ص 296 »