فصل دوازدهم مسافرت به كلات يا تبديل محبس
اعمال ما را در محبس متصل بآصف الدوله راپورت ميدادند و او را بوحشت انداخته بودند و از همان شب كه ما را ملاقات كرده و حرفهاى ما را شنيد ، مصمم بود كه ما را به سيستان « 1 » يا كلات روانه نمايد و بهانهاش اين بود كه ، بودن اين اشخاص در شهر خراسان توليد فساد خواهد كرد و چون چند نفر از دوستان ما اصرار كرده
هامش
( 1 ) مورخين قديم يونانى ، سرزمين واقع در مسير سفلاى هيرمند را « درانگيانا » ميخواندند كه از نام قوم درانگاى گرفته شده است ؛ نام بومى اين ناحيه زرنگ بوده است و ظاهرا پس از هجوم سكاها به اين ناحيه ، نام آن به سكستانه تبديل شده است و بمناسبت وقوع آن در خراسان نيمروز نيز خواندهاند .
فرورفتگى يا هامون سيستان مشتمل بر دو مرداب معروف صابرى و هامون پوزه اين مردابها بوسيلهى هاروت رود ، فراه رود ، هيرمند و خاش رود تشكيل ميشوند .
در جنوب اين مردابها پهنهى وسيعى پوشيده از نى قرار داده كه نيزار معروفست در موقع طغيان رودها دو مرداب به هم متصل ميشوند و درياچه عظيمى تشكيل ميدهند كه آبهاى اضافى آن از طريق نهرى موسوم به شله يا شلاق به رود زره ميريزد .
تأمين آب سيستان بستگى تام به رود هيرمند دارد به همين جهت از قديم الايام بندها و كانالها بر آن ساختهاند . اقليم هامون سيستان برى و خشك است و باد صد و بيست روزه هوا را طاقتفرسا مىكند مقدار بارانش ناچيز است و در بعضى سالها بندرت برف ديده مىشود ، سكنه سيستان عمدهء -