شديم و سرهنگ منتظر خبر از طرف تيمور خان و رفيقش بود كه دستور العمل ورود را از آصف الدوله بياوردند حوالى ارك آنها را ديديم پيش آمدند و گفتند كه كاغذ را دادهايم و هنوز جواب ندادهاند بارى دو نفر فراش جلو ما افتادند و ما هم از عقب آنها رفتيم .
سفرنامه كلات ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: احمد مجد الاسلام كرمانى
ص١٣٦