چدنريزى و آهن آب كردن هم آموخته پس از مراجعت مدتها به اين در و آن در دويدند و آنقدر محنت كشيدند كه دل چدن و آهن به حال ايشان آب ميشد ، عاقبت با مختصر مواجبى جزو صاحب منصبان غورخانه موهومى محسوب شدند ، اولى مدقوق شد و مرد و ديمى از سختجانى ، نيمهجانى بدر برد و گويا الان هم سرتيپ غورخانه باشد و آهنهائيكه از معادن جابلسا ميآورند براى توپريزى جابلقا آب مينمايد .
15 - ميرزا غفار دباغباشى كه از نجباى آذربايجان بود در امر دباغى تعليمات لازمه را فراگرفته بود و با نهايت شوق بطهران آمد كه كارخانه دباغى به طرز اروپا داير نموده چرم برقى بسازد و چنين و چنان بكند ، ولى بعد از سالها دوندگى صد تومان مواجب يافت و در جزو غورخانه ثبت شد و عوض دباغى پوست گاو و خر اغشيه خود را دباغى كامل كرد و بالاخره قالب تهى نمود و پوست خود را بكارخانه دباغى روزگار يادگار گذاشت .
16 - ميرزا حسن تبريزى صنعت عينكسازى و دوربين تراشى تحصيل نموده ولى نزديك بين نبود و مقربان حضرت را نديد كارى از پيش نبرد و ناكام مرد .
17 - آقا محمد تقى صحافباشى كه سفرى ديگر هم باروپا رفته بود در اين سفر هم خود را رفيق راه حضرات نمود و بعد از چند سال مراجعت كرده در مدرسه مباركه كارخانه صحافى داير داشت و پاكتسازى را او در ايران بيادگار گذاشت .
18 - استاد حيدر على نجارباشى هم جهت تكميل عمل با مأمورين فرنگ همراه شد و اين صنعت را به خوبى آموخت و پس از تكميل با اسباب و لوازم كار به تهران آمد و در يكى از خلوتهاى مدرسه مباركه مشغول نجارى شد و الان متجاوز از چهل و پنجسال است كه در اين شهر نجارباشى است و اغلب نجارهاى ماهر اين شهر شاگرد او هستند و الحق اين صنعت در ايران خوب ترقى كرده است و ميتوانيم بگوئيم وجود اين يك نفر هم باطل نشده و مخارجى كه درباره او شده است
سفرنامه كلات ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: احمد مجد الاسلام كرمانى
ص٨٢