مترجم او سيف الله است .
روز شنبه بيست و دوم رمضان :
به چماقلو آمديم . پخلنيك گوگچاى تا هشت ورس مشايعت كرد كه خاك او بود و بلوك برگشاط تمام مىشود . در سرهشت ورسى پياده شده دم كالسكه آمد ، با قزاق خودش خداحافظ كرد و گفت : « يك سال است كه شهر گوگچاى آباد شده هيچكس از شاهزادگان و بزرگان دولت و سردارهاى بزرگ از اينجا عبور نكردهاند ، شما اول شخص بزرگى هستيد كه از اينجا عبور كردهايد . كوچه بزرگى كه تازه احداث مىشود اگر اذن بدهيد به اسم شما كوچهء پرنس فرهاد باشد . »
گفتم : « خيلى خوشنود خواهم بود كه اسم مرا به يادگار بگذاريد . »
گفت : « از اين قبول شما كه اذن داديد ، براى من خيلى افتخار حاصل شد . »
و بعد پخلنيك بلوك آقداش آنجا حاضر بود ما را به او تسليم كرد و برگشت . اسم پخل نيكبلوك آقداش و توابع ميخائيل است ، تا آنجا به استقبال آمده بود ، گفتم : « زحمت كشيديد . »
گفت : « براى ما فخر است كه هميشه مثل شما شاهزادگان بيايند كه به خدمت آن مشغول باشيم . »
اسم مترجم او عبد الرحيم بود و قزاقباشى ، محمد حسن بيك است . آقداش - يعنى سنگ سفيد - بلوك بزرگى است و تابع گورناطور گنجه است .
از منزل شش ورس رو به مغرب حركت كرديم . طرف يمين همهجا كوه و تپه خاكى است كه ارچنداغى مىگويند . طرف يسار تا چشم كار مىكند دهات معمور و صحرا و سبزه است . در قديم همهجا از طرف كوهسار به توريانچاى مىرفته . در اين يك سال كه پخل نيكنشين آقداش شده است آن راه را موقوف كردهاند و چوب تلغراف را هم از آنجا پايين حمل و نقل مىكردهاند . راه پايين صحراى مسطح است .
به اول خاك بلوك آقداش كه رسيديم قريهء خسرو است كه از ميان باغستان او عبور كرديم . قريهء بزرگى است . در نزديكى قريهء خسرو امروز كه آخر ميزان است تازه شلتوك را درو مىكنند . پس از آن قريهء قراغان بود كه از ميان او نيز گذشتيم . آنچه معلوم شد از قراغان ايلاتى كوچانيده به اينجا آوردهاند . پس از آن قريهء غسيل بود كه در بيست ورسى واقع شده . در آخر قريه ، چنار بزرگى ميانخالى بود . تا اينجا در خاك بادكوبه و شماخى درخت چنار به آن بزرگى ديده نشده بود .
از غربى قريهء غسيل رودخانهء توريانچاى مىگذرد . رودخانهء بزرگى است . خيلى تند است . از گوگچاى بزرگتر است و منبع او از جبال داغستان است . از ركاب كالسكه آب گذشته بود . از آنجا به چاپارخانه ، دو ورس است . چاپارخانه در قريهء اوچقواخ 20 واقع است كه قريهء بزرگى است . قواخ به زبان اهالى آنجا اسم درختى است . هرچه جويا شدم درست