آن را به صورت شارع صاف و هموار و آزادى براى تجاوز به هندوستان درآورند . و در اين ميان ايران پس از جنگها و تلفات مالى و جانى بىشمار يكى از اصيلترين و قديمترين قطعات خود را از دست داد و بدبختانه دنبالهء آن نيز به بلوچستان كشيد و دو ناحيهء بزرگ مشرق ايران از كشور ما جدا شد .
با اينكه حملهء زمان شاه بمرزهاى هند و سركوبى قبايل مهراته ظاهرا بنفع انگليسها بود معهذا فرمانرواى هند يعنى « لرد ولّسلى » « 1 » - برادر « ول لينگتن » « 2 » سردار مشهور انگليسى - كه خود با قبائل مهراته در جنگ بود از ورود سپاه افغان به خاك هند رضايت نداشت و علت آن هم واضح بود زيرا اين نواحى زمانى در تصرف احمد خان درّانى و قبل از آن بموجب معاهدهء رسمى در تصرف نادر بود و فرمانرواى هند ميترسيد با ورود افغانها اين منطقه از هندوستان مجزا گردد .
فرمانرواى هند درصدد برآمد كه زمان شاه را از طرف ديگر مشغول نمايد و براى اين مقصود مهدى على خان خراسانى نمايندهء بازرگانى خود را كه در بوشهر اقامت داشت در سال 1224 به دربار ايران فرستاد .
مأموريت مهدى عليخان اين بود كه دوستى ايران و افغانستان را برهم زند و بدون اينكه ميان دو پادشاه جنگى برپا كند فتحعلى شاه را وادارد كه زمان شاه را از دستاندازى به شمال هندوستان مانع آيد .
اتفاقا زمانشاه در همان زمان از سفاهت بوسيلهء يكى از امراى خود بنام « طرهباز خان » به دربار ايران پيشنهاد كرد كه چون خراسان با افغانستان همسايه است دولت ايران آنجا را به افغانستان واگذارد .
اين پيشنهاد وسيلهء بسيار مهمى براى پيشرفت نظريات فرستادهء فرمانرواى هند و باعث خشم فتحعلى شاه شد و به زمان شاه پيغام داد كه درصدد تصرف همهء
هامش
( 1 ) -WOLlesley( 2 ) -Wellington