( 1 ) اسلام به مسأله خلافت توجهى خاص و مهم دارد و مسئوليتهاى بزرگى براى آن قائل است تا مسلمانان را برانگيزد و در ميدانهاى دانش و انديشه رهاشان سازد ، بسوى خيرشان بكشاند و از راههاى تاريك تباهى دورشان گرداند « 1 »
خلافت مسئول تهيهء همهء اسبابهائى است كه به امت نيرو و آسايش بخشد ، نگهبانى دين و حفظ شئون مسلمين و منافع و مصالح عمومى مردم بعهدهء مقام خلافت است و خليفه محورى است كه سياست راستين مردم و پيشروى و پاكى همگان برگرد آن ميگردد .
حقيقت اسلام و ايدئولوژى و احكام آن مصالح دينى و سياسى مردم را متضمن است و دين و سياست در اسلام بهم پيوسته و هرگز از هم جدا نمىشود و اين حقيقت را گروهى فراوان از خاورشناسان به خوبى دريافته و به آن توجه داشتهاند چنان كه يكى از آنها مىگويد :
( اسلام دينى نيست كه فقط به ظواهر مذهبى توجه داشته باشد بلكه بمسائل سياسى و اجتماعى نيز عنايتى كامل دارد چنان كه مؤسس بزرگ آن در عين حال كه پيامبرى برگزيده بود در كار حكومت
هامش
( 1 ) - خلافت از مصدر خلف بمعنى از پى درآمدن است و از آن بجانشينى تعبير مىشود چنان كه مىگويند فلاتى كسى را در ميان قومش خليفهء خود گردانيد و در قرآن مجيد آمده است كه ( موسى گفت اى هارون در غياب من خليفهء من در ميان مردم باش بعد در عرف اسلامى منظور از خلافت ، رهبرى معنوى و اجتماعى است كه به آن ولايت عامه ميگويند و خليفه پيشواى همهء مسلمانان و مسئول ادارهء امور آنها در جميع جهات است