حسن ( ع ) هم با دشمن فريبكارش پيكار كرد و با شكيبائى اعجابانگيزى تلخترين و جانكاهترين خيانت مردم را تحمل فرمود و هرگز در اين نبرد بسستى نگرائيد و ابراز ناتوانى و سراسيمگى نكرد و سرمايه و اموالى را كه معاويه از او غصب كرد و در تيول بنى اميه قرار داد به هيچ شمرد و يكهزارم آن را نگرفت و پارسائيش را به ننگ مالدوستى هرگز نيالود .
( 1 ) پس نبايستى امتيازى بين اين دو برادر قرار داد و گفت صبر حسن كمتر از شكيبائى حسين است و مصيبت و رنج و اندوهش سهلتر و قابل تحملتر .
پس درود خداوند بر شما باد اى پيشوايان هدايت و فرزندان على و زهرا ( ع ) تا بدان گاه كه فضيلت ميدرخشد و پستى به نيستى و بدنامى ميرسد .
سخنان خود را به بيان اشعارى كه در خاتمهء قصيدهء رثاء حسينى ( ع ) بيش از پنجاه سال پيش سرودهام پايان مىدهم .
چنان آبى از چشمانم مىبارد و آتشى از قلبم زبانه مىزند كه هرگز ابرها و برقها تحمل آن را ندارند
و شعرى ديگر
دودمان شريف و روشن و نژاد پاكى كه از بلندمرتبگى به بىنهايت رسيد و به قاب و قوسين الهى پر كشيد
اگر بخواهيم حسب و نسب افراد را بشماريم مىبينم كه گردش سيارگان چگونه بر آنها حمله برد و نابودشان كرد
پس من نسبى ندارم مگر آنكه خود را بشما اى دودمان پيامبر پيوند دهم
پس من را دودمان و افتخارى نيست مگر آنكه بخويشاوندى شما مفتخر شوم
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٩