تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
روز شنبهء هفدهم . صبح صورت‌مجلس اجلاس ديروز را مسوده كردم كه بنويسند ، اهل مجلس مهر كنند . بعد يكنفر از ميرزاهاى امير را خواستم مسوده را دادم برد بنويسد .

روز يكشنبهء هجدهم .

مشغول شدم به نوشتجات تهران و نوشتن طومار حساب جنس سيستان . در اين‌روز ، امير رقعه‌اى نوشت كه دو قطار شتر و معادل چهار صد تومان غالى « 1 » براى شما دادم . پول نقد ممكن نشد و خيلى عذرخواهى كرده بودند . شترها را آوردند . دو ساربان براى آنها اجير كردم . يكى على شاه به ماهى يك تومان و ديگرى حجى نام به ماهى هفت هزار .

روز دوشنبهء نوزدهم .

رفتم كلاتهء امير . ميرزا علينقى منجم آنجا بود . قدرى در باب ابطال علم نجوم با او حرف زدم . اهل مجلس همه حيران شدند و تا دو سه روز اين گفتگو در بيرجند منتشر بود كه ميرزا علينقى خيلى معتبر بود .

روز سه‌شنبهء بيستم .

مشغول كاغذهاى تهران بودم . عصر ميرزا على نايب درخش و حاجى محمد حسن و حاجى كاظم خان آمدند و چند فرد غالى آوردند ، قيمت كردند ، از بابت چهارصد تومان .

روز چهارشنبهء بيست و يكم .

يك رأس ددهء عباسى « 2 » ، زرافشان نام امير حشمة الملك براى من فرستاد .

روز پنجشنبهء بيست و دويم .

روز جمعهء بيست و سيم . روز شنبهء بيست و چهارم . روز يكشنبهء بيست و پنجم تازه‌اى نداشت .

روز دوشنبهء بيست و ششم .

كاغذهاى تهران تمام شد . صبح امير آمد به منزل من براى وداع . مدتى نشست و رفت . چون عازم سرحد بود و من هم در طبس مأموريت داشتم در اين فرصتى كه عرايض به تهران و مشهد و
هامش
( 1 ) - قالى را در بعضى جاها با « غ » مىنويسد . ( 2 ) - مقصود كنيزى است كه از بندرعباس مىآوردند .