ولايات خراسان و ساير ممالك محروسه ايران قلمى و ارسال داشتند .
مدّت پانزده روز بهجهت آسايش دواب در ارض اقدس توقف نموديم . در روز ورود چاپارى بهجهت استحضار اولياى دولت قاهره و دستور العمل روانه كردن اسرا روانهء دار الخلافه نموده ، عريضه معروض داشتم و نيز روز حركت از ارض اقدس چاپارى ديگر روانهء دربار گيتى مدار نمودم .
به تاريخ يوم شنبه چهاردهم شهر رمضان المبارك از مشهد حركت و در نيم فرسنگى در قريه عسكريه كه تعلق به امام جمعه دارد چادر زديم . حضرات همراهان همگى آمدند ، عاليجاهان سبحانقلىبيگ امير آخور و يوسف ولف پادرى و آقامير ابو القاسم در نزديكى چادر فدوى چادر زدند . دو ساعت به غروب مانده علما و فضلا و تجّار به ديدن آمده ، جناب آصف الدوله به مقرب الخاقان حسين خان نوشته يك طاقه شال بسيار خوب با چهار كلّهقند و چهار شيشه آبليمو جهت عاليجاه يوسف ولف پادرى بفرستند ، ايشان نيز فرستادند . چون قدرى احوال مشار اليه ناخوش بود و قدرت اسبسوارى نداشت اين فدوى كس نزد سركار حسين خان فرستاده تخت روانى جهت مشار اليه گرفتم و قاطرهاى تخت از مكّارى كرايه نموده شب پانزدهم سه ساعت به غروب مانده از عسكّريه روانهء شريف آباد شديم . از آنجا منزل به منزل آمده وارد نيشابور شديم .
در كاروانسراى درب دروازه منزل نموده حضرات همراهان خواهش نمودند كه بهجهت خستگى مالها يكروز بمانيم .
همان روز ورود ، جناب ملا احمد قاضى به ديدن اين فدوى آمده و شب هم وعدهء مهمانى از ما گرفت و جمعى را به اين واسطه ضيافت خوبى نموده ، بعد از صرف غذا روضه خوانى كرده ، دعا به دولت علّيه نمودند .
روز ديگر نيز حسب الخواهش حضرات توقف نموده اول شب از نيشابور حركت ، منزل به منزل تا سبزوار آمديم . نايب سركار حسين خان در آنجا بوده نهايت مهماندارى را بجاى آورد ، از استقبالى و غيره كوتاهى ننمود . جهت حرمت ايلچيان
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: حسين زمانى
ص٦٠