در ساعت شش به كرملين رفتيم به همان وضع سابق در اطاق اول اعليحضرت امپراطور و امپراطريس با شاهزادگان دست داده ، احوال - پرسى فرمودند . بعد سر ميز رفتند . موزيك در گوشه اطاق برپا بود .
[ و ] صداى آن بسيار بلند . يك ساعت مدت نشستن سر ميز بود . در تالار سنت آن در قهوه دادند . بعد از آن به بالكن عمارت كرملين آمديم . شهر مسكو در اين موقع كه يكساعت به غروب مانده ، تماشاى بسيار خوبى داشت . هريك سيگارت كشيده ، تعارف مىكردند . از آنجا به اطاق سنت آن در برگشته . امپراطور كه با موعودين خداحافظ فرمودند ، صداى هوراى زيادى از آنها بلند شد . صداى هورا مىآمد تا داخل اطاق آخر شديم بعد از اينكه اعليحضرت امپراطور دست داده وداع فرمودند ، به منزل آمديم .
شنبه بيستو ششم رجب و بيستو يكم مه ماه :
از قبل از ظهر در ميدان وخودنينسكى بيرون شهر مسكو عيد بزرگى است . قريب چهارصدو پنجاه هزار نفر هريك را يك جعبه از نان و گوشت و شيرينى دادند . هر نفرى را استيكان آبجو دادند .
قبل از رسيدن اعليحضرت امپراطور به عمارت چوبى - كه تازه بنا كرده بودند - رسيديم . دو مرتبه داشت . ايوانهاى خوب ساخته بودند .
پس از تشريف آوردن اعليحضرت امپراطور شروع به بازىها نمودند .
تفصيل امروز را واگذار به قلم روزنامهنويسان مسكو و پطرزبورغ بايد نمود . اعليحضرت امپراطور ناهارى در پطروسكى به ملت دادند . اعليحضرت امپراطور و امپراطريس در جواب هوراى رعيت كه در آن ميدان پر شده بودند ، با اشاره سر اظهار مرحمت مىشد . در ساعت سه بعد از ظهر مراجعت شد . عصر را در پطروسكى پارك « 35 » گردش كرديم . امروز صبح اعليحضرت امپراطور و امپراطريس و شاهزادگان خانواده سلطنت روسيه بيرقها به افواج پرابراژانسكى و سمنوسكى دادند . پرده بيرقها را اول امپراطور يك ميخ كوبيده ،
هامش
( 35 ) - متن : پرك